ما كٌلٌ ما يتَمَنَى الْمرءٌ يدرِكَهٌ * تَجْرِىَ الْرِياحُ بِمالا تَشَتَهِى الْسُفُنُ ؛
إنسان به همهء آرزوهايش دست نمىيابد ، بادها به گونهاى كه ميل كشتىها نيست ، مىوزد .
ربنا ظلمنا انفسنا و نسى اغلب المسلمين ربهم ، فانسيهم انفسهم .
دو مطلب ديگر
هدف بعثت رسولان تنها اين نبوده كه مردم عبادت خداوند را بكنند ؛ بلكه دايره آن وسيع تر از عبادت است . هر چند عبادت يك جزء مهم از دين است ، كه در آيه ديگر فرمود : من نيافريدم جن و إنس را مگر براى اين كه مرا عبادت كنند « 1 » .
محدوده هدف دين چنين بيان شده است :
« لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ . . »
( الحديد : 25 ) ؛ مؤكداً رسولان خود را با بينات ( دلايل روشن ) فرستاديم و با آنان كتاب و ميزان را نازل كرديم تا مردم بقسط و عدل بايستند ، و ظاهراً مراد از آيه ، قسط و عدالت إجتماعى و امثال آن است كه شامل عدالت اقتصادى و سياسى و غيره هم باشد كه جزء دين و غير از عبادت است .
در آيه ديگر آمده است :
« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ »
( الجمعة : 2 ) ؛ و شبيه آن در آيه 151 سوره بقره هم آمده است . در اين دو آيه ، عنصر تزكيه ( عدالت اخلاقى ) هم درجمله و ظايف رُسُل ؛ مانند عنصر حكمت اضافه شده است .
و ممكن است كه مراد از عبادت در آيه اول اين فصل و آيه
« إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
معناى عبادت مصطلح نباشد كه صحت آن معلق بر قصد قربت باشد ؛ بلكه مراد از آن مطلق اطاعت از اوامر و نواهى و حتى مستحبات و مكروهات و تمام احكام وضعى دين باشد . و الله العالم بكلامه و مراده .
هامش
( 1 ) - هر چند اين علت غايى علت ثانوى باشد كه در گذشته به آن اشاره كردهايم .