و انكار حسن و قبح جز پيش مردم نادان و لجوج قابل ترديد نيست . ولى اين تحسين و تقبيح عقلايى كه عقل عملى يا حكمت عملى اش مى خوانيم خارج از حلقه محدود اجتماع بشرى آيا كاشف از واقعيتها مىباشد اگر مىباشد ، چند درصد ؟ كسى نمىتواند جوابى بدهد ( قلم اينجا رسيد سر بشكست )
در ميدان قيامت و روز حساب مردم در برابر ربّ العالمين كه واقعيت مطلقه است قرار مىگيرند و موازين او موازين قسط است نه موازين احساسات و عواطف إنسانى و عقل عملى كه براى زندگانى اجتماع او در كره زمين به درد مىخورد !
بنا براين نبايد ما به اين عقل عملى خود بر قرآن كه قول واجب الوجود لايتناهى مجرد است خورده بگيريم و سؤالهاى بچه گانه طرح كنيم مفاهيم رحمت ، عدالت ، قسط ، كرم ، لطف ، و امثال آنها را بايد به ترازوى عقل عملى خود وزن نكنيم كه به بيراهه مى رويم
« ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ . . . »
( النحل : 96 ) « 1 »
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »
( الكهف : 109 )
« وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ،
ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ »
( لقمان : 27 و 28 )
« وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا »
( الإسراء : 85 )
به هر حال آنچه كه براى ما إنسانها مهم است اين است كه بدانيم احكام عقل عملى براى
هامش
( 1 ) - بلى ما قبلا گفتيم كه خداوند با ما در دنيا و قيامت بر اساس عقل عملى معامله مىكند كه از آيات قرآن پيدا است خصوصا آياتى كه از خدا در حساب قيامت نفى ظلم بر بندگان را بيان مىفرمايد ؛ ولى اعمال او در كائنات به نحو ديگرى مىباشد . و فهم اين بحث بسيار مشكل است . و عنوان كلامى در اعتبار عقل عملى را ده ورق بدانيد بخوانيد .