تطبيق مىكنند ، ولى دينهاى آسمانى غالباً فاقد قوهء مجريه بودهاند . و أنبياء حتى براى حفظ وجود خود بحسب ظاهر ، قدرتى نداشته اند تا چه رسد براى تطبيق أحكام دين إلهى مشكله اساسى - به نظر اين جانب - اين است كه اولين إنسان اولين پيامبر و نبى بوده و خداوند بر ارسال دين و بعثت أنبياء و رسولان تأكيد داشت و ثواب متابعت كنندگان را بسيار مهم قرار داده است ( خلود در نعمتهاى فوق تصور در بهشت )
و مجازات كفار و عقاب متمردين را بسيار فوقالعاده ( عذاب و سوختن مخلد در آتشهاى شديد دوزخ ) اعلام كرده است . و عملكردن بقوانين عرفى بشر را خيلى تقبيح فرموده و مجرى آنها را طاغوت دانسته و كفر به طاغوت را در مرتبه إيمان به خود در مرتبه واحده قرار داده است . « 1 »
تعدد أديان و مذاهب موجب كشته شدن و معلول شدن دهها هزار تن در طول تاريخ بين پيروان أديان باطل و حق شده است .
آيا ضرر هاى دنيوى قاصرين و مقصرين و معاندين دينى و خلود معاندين و مقصرين در دين حق بيشتر است ، يا منافع دنيوى وآخروى عاملين به أديان حقه ؟
اين سؤال مهم و سر نوشت ساز ، هم در كميت و هم در كيفيت اضرار و منافع أديان باطل و حق و مذاهب آنها جاريست . چنانچه منافع مؤمنين كماً وكيفاً تا روز قيامت بيشتر باشد ، اشكالى وجود ندارد ، ولى چنانچه اضرار كفر و فسق كفار و فساق بيشتر باشد بايد گفت كه فكر ما بحكمت تشريع أديان و ارسال رسل نمىرسد و ما در زندان بسيار تنگ احساسات و عواطف إنفعالى خود گرفتاريم و از آنچه كه در علم بى پايان إلهى وجود دارد بى خبريم . و تنها خود او ، به إتقان تدبير خود آگاه است .
ما للتراب وللعلوم و إنما * يسعى ليعلم أنه لايعلم
هامش
( 1 ) -« فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى . . »البقرة : 256« يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ . . »النساء : 60