( مثلًا ) كه به ميلياردها إنسان مىرسد به دوزخ بروند ، حكيم رؤف و دارنده رحمت واسعه از خلقت آنها چه هدفى دارد ؟ !
درست است كه آنان به اختيار و انتخاب و اراده خود اسباب رفتن خود را به دوزخ فراهم ساخته اند ، ولى عقل آن را از حكيم مطلق و واجب الوجود كريم و ارحم الراحمين روا نمىداند كه اين همهى مخلوق بد كار مُخلّد در عذاب فوق العاده باشند .
مگر اين كه بگوييم اين حكم عقل نيست ؛ بلكه تأثير احساسات و عواطف ما است و ما اسير آنها هستيم و نمى توانيم از تأثير آنها خود را بيرون ببريم و خداوند مجرد و قديم ، احساسات و عواطف ندارد ، او واقعيتها را به علم لايتناهى خود درك مىكند و ما مقدار ناقصى را از زاويه احساسات خود مى بينيم و قضاوت ما ربطى به واقعيتها ندارد .
جواب تحقيقى اين است كثيرى كه براى جهنم آفريده شده در مقابل قليل نيست ؛ بلكه إنسانها به سه گونه تقسيم مىشوند :
قليلى كه مستحق بهشت هستند .
كثيرى كه مستحق دوزخ هستند ( كافر متعمّد و سركش و مقصّر )
كثيرى كه نه مستحق بهشت و نه مستحق دوزخ هستند ( جاهل قاصر كه حجت خدا بر آنها در اثبات دين حق تمام نشده است و تفصيل آن در كتب ديگر نگارنده بيان شده است ) والله العالم بمراده و بخلقه
به نظر نگارنده قاصرين ( دسته سوم ) در زمان غيبت أنبياء از دسته دوم بمراتب بيشتر هستندكما اين كه دسته اول در زمان ظهور حضرت مهدى موعود ( عج ) از دسته سوم ممكن است بيشتر گردد .
عمده سؤالى كه در مورد اكثريت قاصر نوع إنسانى و احتمالًا انواع ديگر در كهكشانها ، متوجه مىشود اين است كه هدف خلقت آنان كه عبادت بود منتفى مىشود و لغويت لازم
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٩٣