خود را به پيامبر و صحابه نسبت داده اند كه از دو جهت حرام و موجب فسق است . « 1 »
اول : از جهت اين كه إفتراى بر خداوند و كذب بر رسول او مىباشد .
دوم : اين كه تحريف در دين و موجب إبطال حق يا إحقاق باطل است كه نتيجه آن گمراهى مسلمانان غافل ، از دين خداست كه گناه بسيار بزرگ و شيطانى است . بعضى از دانشمندان اهل سنت كتاب هاى مستقل در موضوعات نوشته اند و دروغگويان بر خدا و رسول او را إفشاء كردهاند و اجتناب از احاديث موضوعه بسيار مهم است .
غالباً فاسق بر امامان اهل بيت ( ع ) افتراء بسته اند . نگارنده پاره از آنها را در اين جا نقل مىكند
1 - حديث قدسى : « كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكى أعرف » كه هيچ مصدر و سندى ندارد
2 - « لولاك لما خلقت الأفلاك . » افلاك مدار ستاره ها و سياره ها است و وجود خارجى ندارد اين روايت نه مصدرى دارد و نه سندى .
3 - بعضى از عوام شيعه به حضرت على ( ع ) نسبت مى دهند كه ايشان فرموده است : كنتُ مع الأنبياء سرّاً و مع النبى جهراً . من با انبياء در پنهان و با رسول اكرم ( ص ) آشكارا بودم ، ظاهراً مخترع اين حديث غاليان بوده اند . هارى كربن مستشرق ، اين روايت را از پيغمبر اكرم چنين نقل كرده است : على مع الأنبياء سرّاً و معى جهراً على در باطن با همه انبياء و در ظاهر با من بوده است « 2 » كه باز هم جعلى است .
هامش
( 1 ) - در مورد عرفا و صوفيه نادان مىشود گفت : كه تمام احاديث منقوله در كتب آنان از خداوند و رسول ( ص ) همه جعلى و اختراعى است مگر آنكه در كتب حديث سند داشته باشد كه معتبر است يا غير معتبر .
( 2 ) - هارى كربن تاريخ فلسفه اسلامى ، ترجمه اسدالله مبشرى ص 58 - 60 .