است و تأويل آن كور بصيرت . چون كور بصيرت پيش از تمام چهل قدم از مرتبهء استعداد به فعليّت داخل نشده اگر چه قريب شده باشد .
پس اگر او را رها كنى باز به حالت اوّل عود مىكند . و تمام احسان و حصول هدايت به اتمام چهل است . پس به اين حيثيّت موجب وجوب بهشت مىشود .
و همچنين در حديثى كه رسيده است كه از چهار جهت خانهء هر كس تا چهل خانه همسايهاند . « 1 » چون اين عدد تمام شد گويا از عالم هم جدا گشتند . و تأويل آن در مناسبت و جوار ، از جهات قواى اربعه است « 2 » ، كه عقليّه و وهميّه و شهويّه و غضبيّه
[ نسب انسان با قواي چهارگانه عقليه و وهميه و غضبيه و شهويه ]
هامش
( 1 ) دربارهء اين حديث درج 2 « وسائل الشيعة » كتاب الحج ، أحكام العشرة ، باب 90 چهار روايت نقل كرده است :
اول از كلينى با اسناد خود از حضرت باقر عليه السّلام قال : حدّ الجوار أربعون دارا من كلّ جانب من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله .
دوّم نيز از كلينى با اسناد خود از حضرت صادق عليه السّلام قال :
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : كلّ اربعين دارا جيران من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله .
سوّم از شيخ صدوق در « معانى الاخبار » با اسناد خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه معاوية بن عمّار به آن حضرت گفت : جعلت فداك ما حدّ الجار ؟ قال :
أربعين ( اربعون - صح ) دارا من كلّ جانب .
چهارم از عقبة بن خالد از حضرت صادق عليه السّلام عن آبائه عليهم السّلام قال : قال امير المؤمنين : حريم المسجد أربعون ذراعا و الجوار أربعون دارا من أربعة جوانبها .
( 2 ) - مراد مصنّف آنست كه انسان از چهار طرف گرفتار قواى اربعهء عقليّه و وهميّه و غضبيّه و شهويّه است ، و تا از هر كدام از آنها تا چهل منزل دور نشود به مقام فناء فى اللّه نخواهد رسيد . چون مجرّد خروج از يك مرحلهء از شهوت مثلا انسان را از آن مرحله به تمام معنى الكلمه خارج نمىكند ، چون حقيقت آن مرحلهء از شهوت هنوز در وجود انسان