مىشود ! آنان خود مسئولند ، و فرمان رسيده است كه در هنگام ياد كرد از گناه به تسبيح خدا بپردازيم بدان گونه كه در اين گفتهء خداى تعالى آمده است :
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
« و صاحب ماهى ( يونس پيغمبر ) در آن هنگام كه خشمگين مىرفت ، چنان پنداشت كه ما را هرگز بر او قدرتى نيست ، پس در تاريكى ندا كرد كه : پروردگارا ! تو منزهى و جز تو خدايى نيست و من از ستمگران بودهام » ، « 173 » و شايد حكمت اين در آن باشد كه ما از مسئوليت نگريزيم و لوم و نكوهش را متوجه خداوند سبحانه و تعالى نسازيم و بدين گونه تسبيح گوى او شويم و او را عامل جور و ستم نپنداريم ، و در نتيجه به خويشتن خويش بازگرديم و آن را بر عمل صالح برانگيزيم تا به حول و قوت او از اصحاب اليمين شويم ، و ما را به منزلگاه مقربان برساند كه او شنوندهء دعا و اجابت كنندهء آن است .
هامش
( 173 ) - الأنبياء / 87 .