وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ * عَلى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ
« و كسى در اين كار بر ما پيشى نگرفته بود * پس مىتوانيم امثال شما را به جاى شما بيافرينيم » .
سبق در اين جا به معنى غالب شدن و عاجز كردن است ، پس پروردگار ما قاهر و برتر از بندگان خويش است ، و مقهور هيچ نيرويى نمىشود ، پس به همان گونه كه هر وقت بخواهد مىآفريند ، هر وقت هم كه ارادهء حكيمانه او تعلق گيرد زندگى را از آفريدگان پس مىگيرد و مرگ آنان فرا مىرسد ، و كلمهء / 434 « مسبوقين » حقيقت ديگرى را به ما الهام مىكند كه در آن قدرت خدا از زاويهاى ديگر آشكار مىشود ، و آن اين كه خداوند متعال بدون مثالى آفريدگان را آفريد و كسى در اين كار بر او پيشى نداشت ، و سؤالى كه پيش مىآيد اين است كه : تبديل امثال يعنى چه ؟
1 - هلاك انسان يا نسلى از انسانها و جانشين كردن آنان با ديگران ، و بشر قدرت ايستادگى در برابر ارادهء الاهى و منع تبديل او را ندارد ، و خداى تعالى گفته است :
فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ * عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ * فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ
« پس سوگند ياد مىكنم به پروردگار خاورها و باخترها كه مىتوانيم بهتر از ايشان را جانشين آنان كنيم و كسى بر ما پيشى نداشته است * پس آنان را به حال خود واگذار كه در بحث فروروند و بازى كنند تا زمانى كه روز وعده داده شدهء به خودشان را ملاقات كنند » . « 110 » 2 - تبديل به مثل انسان از لحاظ صفات مادى و معنوى او ، چه بازگرداندن مثل انسان محدود براى خداوند مقتدر و قوى غير ممكن نيست ، و از آفريدن آسمانها و زمين و تدبير كردن آنها ، و تنظيم عمليات تغيير و تبديل كه هر لحظه در آنها صورت مىگيرد ، دشوارى بيشتر ندارد ، مگر نمىبينى كه چگونه خداوند رحمان امر زندگى را تدبير مىكند و زمينى را مىميراند و سپس به وسيلهء باران آن را به زندگى
هامش
( 110 ) - المعارج / 40 تا 42 .