طواف كردن بر گرد آن مىروند ، ما نيز اين خدا را داريم ، و طائفهء ثقيف كه ساكنان طائف بودند / 161 نسبت به او احترام و تقديس مىكردند ، و اما عزّى را تأنيث عزيز مىدانستند كه درختى قرار گرفتهء بر سر راه طائف به مكه بود و آن را تقديس مىكردند و مىپرستيدند ، و دربارهء منات گفتهاند آن در فاصلهء ميان مكه و مدينه جاى داشت ( و شايد تعبير ما را به انديشهء امنيّت ، و آرزو متوجه سازد ) و دو قبيلهء أوس و خزرج و قبايل ديگرى جز اينها به زيارت آن مىرفتند و بر گرد آن طواف مىكردند ، و شايد در محل قرار گرفتن آن هنگام رفتن به مكهء مكرمه براى انجام دادن اعمال حج محرم مىشدند .
مشركان ، بدون داشتن برهانى قاطع ، اين بتان را مىپرستيدند ، و از روى هواى نفس سخن مىگفتند و از پندار پيروى مىكردند ، ولى پيامبر ( ص ) بر امر خويش بصيرت داشت ، و به راهنمايى پروردگارش عمل مىكرد . او از طريق وحيى كه از جانب خدا به او مىرسيد به او ايمان آورد ، و اين وحى چندان از لحاظ دلالت و حجيّت نيرومند بود كه خدا را در آن مىديد ، به همان گونه كه در مشاهدات معراج از او ديدار كرد .
[ 21 - 22 ] و شايد مشركان به اين معتقد بودند كه اين بتان نمادهايى از فرشتگان در آسمانند ، و آنها را بدان سبب تقديس مىكردند كه وسيلهء نزديكى ايشان به آن فرشتگان بوده باشند ، تا اين فرشتگان به نوبهء خود شفيعان آنان در نزد خدا شوند ، چنان كه مىگفتند :
ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
« آنها را نمىپرستيم مگر براى آن كه ما را به خدا نزديك كنند » . « 37 » و چون جاهلان چنان مىپنداشتند كه فرشتگان به صورت زنانند ، اين بتان را نيز به نامهاى مؤنث مىخواندند و به خداى عزّ و جلّ نسبتشان مىدادند ، و قرآن اين انتساب را كه بر هيچ پايهاى از علم و حق نيست منكر مىشمارد .
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى
« آيا شما را است نرينه و او را مادينه . »
هامش
( 37 ) - الزّمر / 3 .