در آن است ، و بدين گونه است كه رسالتهاى الاهى از دعوتهاى مادى بشرى تمايز پيدا مىكند كه در آنها مجتمع جز زحمت و تكلف و غرامت سنگين پرداختن هيچ سهمى ندارد .
[ 41 - 42 ] سپس قرآن به نيازى فطرى در انسان اشاره مىكند كه او را به معرفت غيب و اتصال پيدا كردن با آن مىخواند ، و هر انسان از غيب مىترسد ، و مىداند كه راهى به سوى آن ندارد ، بدان سبب كه در اين خصوص اختيار به دست او نيست ، بلكه خدا هر كس از بندگانش را كه بخواهد انتخاب مىكند
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ
. « 46 » و بعضى مدعى اتصال داشتن با غيباند ، ولى بدون آن كه مدعى آن شوند كه قادر بر شناختن ابعاد غيب به صورتى هستند كه مىتوانند ابعاد غيب را به همان گونه بنويسند كه پيغمبر اسلام ( ص ) ابعاد وحى را نوشت ، / 127 يعنى در نزد آنان شناخت فراگير و فهميدهاى از غيب وجود ندارد ، بلكه از پندارها و گوشهاى از اخبار شياطين پيروى مىكنند .
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
« يا نزد ايشان غيبى وجود دارد ، پس آن را بنويسند . » آرى ، آنان اعتمادى بر غيب ندارند ، بلكه بر كيد و مكر اعتماد مىكنند ، و كلمهء « أم » كه در آيه آمده ، براى تأكيد است نه براى احتمال و تردد .
أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً
« يا قصد مكر ورزيدن دارند . » كيد قوهء برنامهريزى و وضع قانون و چيزى همچون رزمازمايى ( استراتژى ) است ، و خدا از آن نظر نسبت به كيد انكار و نفرت نشان داده است كه او را دليل آن قرار دهد كه از هيچ گونه و درجهاى از آن سودى به دست نمىآيد .
فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ
« و كسانى كه كافر شدند مكر شدگاناند . » بدان سبب كه هر اندازه مكر و حيله كنند نمىتوانند بر حق ( سنتهاى خدا
هامش
( 46 ) - آل عمران / 179 .