تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
و ربما أشكل على المعلّق أيضا ، بعدم القدرة على المكلّف به في حال البعث ، مع أنّها من الشّرائط العامّة . و فيه : إنّ الشّرط إنّما هو القدرة على الواجب في زمانه ، لا في زمان الإيجاب و التّكليف ، غاية الأمر يكون من باب الشّرط المتأخّر ، و قد عرفت بما لا مزيد عليه أنّه كالمقارن ، من غير انخرام للقاعدة العقليّة أصلا ، فراجع [ 1 ] .
شرح
ماه فاصله باشد و در نتيجه در جواب محقّق نهاوندى مىگوئيم : اگر انفكاك بين « ايجاب » و « واجب » از نظر عقل ، مستحيل است ، حتّى يك لحظه نبايد فاصله شود « 1 » .

دو اشكال ديگر بر واجب معلّق

[ 1 ] - 1 : با اينكه قدرت مكلّف بر اتيان مأمور به يكى از شرائط عامّهء تكليف است ، چگونه مىگوئيد در واجب معلّق ، وجوب « فعلى » است امّا واجب « استقبالى » هست ؟ ممتنع است كه وجوب حج « 2 » ، « فعلى » باشد لكن واجب - حج - در ماه ذىحجّه ، تحقّق پيدا كند زيرا قدرت ، يكى از شرائط چهارگانهء « 3 » عامّهء تكليف است و در تمام تكاليف و اوامر بايد تحقّق داشته باشد درحالىكه در واجبات معلّق ، هنگام توجّه تكليف ، مكلّف ، قادر بر اتيان مأمور به نيست . جواب : قدرت مكلّف بر اتيان مأمور به - واجب - در حين « ايجاب » و « صدور خطاب » ، شرط نيست بلكه قدرت در حال موافقت ، معتبر است يعنى قدرت بر اتيان مأمور به در ظرف خودش شرط است نه در حين ايجاب مولا و لذا اگر مكلّف در هنگام توجّه تكليف ، قادر امّا در هنگام فعل و عمل ، عاجز باشد ، خطاب مولا نسبت به او ساقط است .
هامش
( 1 ) - و اينكه شنيده‌ايد علت تامه ، تقدم بر معلول دارد ، آن تقدم ، مربوط به رتبه است يعنى رتبهء علت ، تقدم بر معلول دارد اما از نظر زمان ، بين علت و معلول ، مقارنت هست و حتى يك لحظه ، فاصله‌اى بين آن دو نيست . ( 2 ) - نسبت به زمان . ( 3 ) - قدرت ، بلوغ ، عقل و علم .