در نهجالبلاغه
در نهجالبلاغه نيز بر حسب احصاى بعضى « 1 » ، در 1293 مورد اسم جلاله ( اللَّه ) وارد شده است و اين كلمه محور بحث الهيّات و حمد و ثناى تسبيحى و تمجيد و دعا و مواعظ است و اگر بر اين 1293 مورد كه به صراحت كلمهء جلاله ذكر شده است ، مواردى را نيز كه به كنايه و ضمير بارز يا مستتر به « اللَّه » اشاره شده و محور و موضوع جمله و مطلب قرار گرفته ، اضافه مىكنيم - مثل «
لا يَبلُغُ مِدحَتَهُ القائِلونَ ، وَ لا يُحصي نَعماءَهُ العادّونَ ، وَ لا يُؤَدّي حَقَّهُ المُجتَهِدونَ » « 2 »
و مثل «
كُلُّ شَيءٍ خاضِعٌ لَهُ ، وَ كُلُّ شَيءٍ
قائِمٌ بِه » « 3 »
و مثل «
فَطَرَ الخَلائِقَ بِقُدرَتِه ، وَ نَشَرَ الرِّياحَ بِرَحمَتِه » « 4 »
- از چندين هزار مورد هم بيشتر مىشود .
محور بحث
چرا محور بحث و مطلب ، بيشتر اين اسم است ؟ چون اين اسم و هر اسمى از هر لغت كه مرادف با آن باشد - چنان كه گفتيم - اسمى است كه در عرف عرب و اهل هر لسان يك مسمّى بيشتر ندارد و آن ، ذات مستجمع جميع صفات كمال است و به احدى و كسى و چيزى غير از او ، صحّت اطلاق ندارد و صحّت سلب دارد و وقتى اين اسم را بگوييم و هر وصفى از اوصاف كمال را براى آن اثبات نماييم ، مانند « قضايا قياساتها معها »
هامش
( 1 ) . كتاب الكاشف نوشتهء حجّةالاسلام دكتر مصطفوى ، ص 17 ، ستون 20 ، ذيل كلمهء « اللَّه » .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 1 .
( 3 ) . همان ، 108 .
( 4 ) . همان ، 1 .