پرش به محتوای اصلی

ديوان امام ( فارسى ) — صفحه 77

پدیدآورندگان:

ص۷۷

غم يار

باده از پيمانهء دلدار هُشيارى ندارد * بىخودى از نوش اين پيمانه بيدارى ندارد چشم بيمار تو هركس را به بيمارى كشاند * تا ابد اين عاشق بيمار ، بيمارى ندارد عاشق از هر چيز جُز دلدار دل بركنده خامُش * چونكه با خود جُز حديث عشق گفتارى ندارد با كه بتوان گفت از شيرينى درد غم يار * جُز غم دلدار عاشق‌پيشه غمخوارى ندارد بر سر بالين بيمار رخت روزى گذر كُن * بين كه جُز عشق تو بر بالين پرستارى ندارد لُطف كُن اى دوست از رُخ پرده بگشا ناز كم كُن * دل تمنّائى ز دلبر غير ديدارى ندارد