پرش به محتوای اصلی

ديوان امام ( فارسى ) — صفحه 127

پدیدآورندگان:

ص۱۲۷

سايهء سرو

ابرو و مُژّهء او تير و كمان است هنوز * طرّهء گيسوى او عطرفشان است هنوز ما به سوداگرى خويش روانيم همه * او به دل‌بُردگى خويش روان است هنوز ما پى سايه سرْوَش به تلاشيم همه * او ز پندار من خسته نهان است هنوز سر و جانى نبود تا كه به او هديه كُنم * او سراپاى همه روح و روان است هنوز من دل‌سوخته پروانه شمع رُخ او * رُخ زيباش عيان بود و عيان است هنوز قدسيان را نرسد تا كه به ما فخر كُنند * قصّهء عَلّمَ الأسْما به زبان است هنوز
ديوان امام ( فارسى ) — صفحه 127 | السيد الخميني