وزارة الثقافة و الارشاد القومى ، دمشق 1966 ، ص 43 ) .
ترجمه : دارايى مايهء مهابت و بزرگى است و تهيدستى مايهء خوارى و رسوايى .
( ص 343 ، س 15 )
إذا كانت الأرزاق قسما مقدّرا * فقلّة حرص المرء بالكسب أجمل
ترجمه : اگر روزى به تقدير و قسمت معيّن شده باشد ، پسنديدهتر آن است كه آدمى در كسب آن حريص نباشد .
( ص 344 ، س 12 )
غلب الزّمان عليه قبل أوانه * فمحاه قبل مظنّة الإبدار
از ابو الحسن تهامى ، الخسوف به جاى الزمان .
ترجمه : روزگار پيش از هنگام بر هلال من چيره شد و او را پيش از امكان بدر شدن محو كرد
( ص 344 ، س 17 و 18 )
جفونى بعدكم جفت الهجوعا * لغيبتكم و واصلت الدّموعا
أذمّ العيش مذ فارقتمونى * و أحمده إذا كنّا جميعا
ترجمه : چشمهاى من از دورى شما خواب را ترك گفتهاند و پيوسته اشك مىبارند .
از روزى كه از من جدا شدهايد زندگى را نكوهش مىكنم و چون به هم مىرسيم آن را مىستايم .
( ص 345 ، س 12 )
لا تقف مع من قال و قف مع ما قال .
ترجمه : بر سر آن درنگ مكن كه چه كسى مىگويد بر سر آن درنگ كن كه چه مىگويد .
( ص 345 ، س 14 )
البادى أظلم .