تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
بر شرايطى همچون طهارت و وضو است . . . همين گونه هم درستى حقيقى آن متوقف بر بسيارى از مسئوليتهاى اجتماعى و تكاليف سياسى و وظايف كلى و عمومى است ، و چنين است عبادتهاى ديگر . و اين موضوع ، ان شاء الله ، در كتاب حاضر متبلور و مجسم خواهد شد . « 1 » 6 - بنا بر اين ، بر عالم اسلامى - كه خود را دانشمند و متخصص در امور اسلامى مىداند و از اسلام سخن مىگويد و به راهنمايى پيروان اسلام مىپردازد - واجب است كه از دانستن ژرف و فراگيرندهء همهء تعليمات و نظامهاى اسلامى برخوردار باشد ، و همهء آنچه را اسلام در بارهء موضوعات و شئون و قضاياى بشرى آورده است بداند « 2 » ، و پيوندهاى كلى را كه ميان احكام اسلامى و اوضاع خاصّ يك يك احكام موجود است بشناسد ، تا آنگاه بتواند تصورى جامع و فراگير نسبت به اسلام پيدا كند « 3 » ، و دين را همچون « مجموعه اى واحد » كه هيچ پاره اى از آن بريدهء از پارهء ديگر نيست ، بفهمد . « 4 » و اين است معنى « تفقّه در دين » ، يعنى شناخت بخشهاى گوناگون دين در حالت پيوستگى و ارتباط با يك ديگر و به صورت مجموعه اى يگانه و يك مجموعه ، نه به صورت فصلهايى پراكنده و بخشهايى از هم جدا . بنا بر اين ، آن كس كه از اسلام بدين صورت آگاه باشد و آن را به همين شكل معرفى كند ، دانشمند اسلامى و نمايندهء اسلام و سخنگوى آن است ، نه آن كس كه علم فقه بداند و از سياست اسلامى بى خبر باشد ، يا آن كس كه از علم كلام و عقايد
هامش
« 1 » باب آخر كتاب را زير عنوان « دين مجموعه اى واحد است » براى تأكيد در بارهء همين اصل آورده‌ايم . « 2 » از اينجا به اين نتيجه مىرسيم كه براى فهم اسلام و تجزيه و تحليل ابعاد و روشن كردن مكتب آن لازم است كه اهل تحقيق گروه گروه انجمن شوند و هر دسته به يكى از جوانب بحث بپردازند ، تا آنگاه فرصت رسيدگى به همهء جوانب اين دين و دريافت آن به صورتى كه شايسته است فراهم آيد ، و سپس بتوانند نتيجهء تحقيقات خود را بر مسلمانان و ديگر مردمان به صورتى سودمند عرضه بدارند . « 3 » از اينجا به اين نتيجه مىرسيم كه براى فهم اسلام و تجزيه و تحليل ابعاد و روشن كردن مكتب آن لازم است كه اهل تحقيق گروه گروه انجمن شوند و هر دسته به يكى از جوانب بحث بپردازند ، تا آنگاه فرصت رسيدگى به همهء جوانب اين دين و دريافت آن به صورتى كه شايسته است فراهم آيد ، و سپس بتوانند نتيجهء تحقيقات خود را بر مسلمانان و ديگر مردمان به صورتى سودمند عرضه بدارند . « 4 » مثلا بفهمد كه اگر « مالكيت » در اسلام محترم است ( البته با محدوديت و شروط آن ) ، همچنين مبارزهء اصولى و فعال و منتج با فقر و محروميت مالى و مظلوميت كارى نيز در اسلام جزو اهم تكاليف است . يا اگر دانستن علم فقه و سالها زحمت كشيدن در تحصيل اين علم در حوزه ها لازم است ، شناختن زمان و قرن و عصر و نسل و زبان زمان و فرهنگ عصر و محتواى حياتى انسان معاصر و مسائل بالفعل بشريت نيز حتم و ضرورى و لازم است ، و امثال اين پيوندها و پيوستگيها و جامعيتها