پرش به محتوای اصلی

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحه 265

پدیدآورندگان:

ص۲۶۵
سوار نگون‌بخت بىراه‌رو * پياده به رفتن برد زو گرو اگر بد كنى چشم نيكى مدار * كه هرگز نيارد گز انگور بار نه هرگز شنيديم در عمر خويش * كه بدمرد را نيك آمد به پيش نپندارم اى در خزان كشته جو * كه خرمن ستانى به وقت درو
يكى ديگر از اخلاق ردّيهء محكىّ عنه آنكه هرزمان كه يكى از طلبهء علم را داعيهء قراءت كتابى از كتب علمى شود به سبب عدم قابليّت خويش و به جهت شرتى و كودنتى « 1 » كه در نفس او مركوزست به ايذاى معلّم و متعلّم مشغول گردد و آن معلّم را به مرتبه‌اى منع كند از تعليم آن بنى نوع خويش كه گوييا افاده و اعلام آن مسايل چون مال دنيا از معلّم و مفيد كم مىگردد . حكما اسباب دنيا را تشبيه كرده‌اند به گليمى كوتاه كه شخصى دراز بالا بر خود كشد . چه اگر سر بدان پوشد پاى برهنه باشد و اگر پاى پوشد سر محروم ماند . پس همچنين اگر شخصى از متاعى از امتعهء دنيا محظوظ باشد بالضّروره ديگرى از ان محروم ماند ، و علم از شايبهء اين صورت منزّه و مبرّا . چه انفاق و خرج از آن مقتضى زيادتى لذّت و كمال تمتّع . پس حسد در آن معنى از طبيعت شرّ مطلق خيزد و حاسد آن شرير
پاورقی
( 1 ) - كذا .
أنيس الناس ( فارسى ) — صفحه 265 | ايرج افشار / شجاع