صدا بود . ابو القاسم عارف قزوينى در بروجرد وارد بر او مىشد . گاهى شعر هم مىگفت .
اشعار زير از اوست :
تا دل خود را بزلف عنبرآساى تو بستم * رشتهاى الفت زهر آيين و هر دلبر گسستم
مستى زاهد ز اوقاف و ز اموال يتيمان * من دلى مست از دو چشم يار و صهباى الستم
آنهمه افسانهء زاهد ، اثر در من نبخشد * همت پير خرابات مغان از دام جستم
*
شب دراز ، تو در خواب ناز و من از هجر * ز گريه بستر و بالين تمامتر كردم
صداى بانگ خروس است يا مؤذن صبح * كسى نداند امشب كه چون سحر كردم
*
اسير عشق تو ( كاوسى ) آنچنان باشد * كه يادش از پدر و از پسر نمىآيد
در وادى طلب بنگر سالكان كه جان * بدهند و راضىاند اگر گوش مىكنى
خود را نكردهاى تو فراموش در رهش * آنگاه ميل وصلت و آغوش مىكنى
نجارزاده در روز پنجشنبه 17 / رجب / 1380 ق مطابق با 15 / دى / 1339 ش درگذشت . پيكرش در قبرستان ابو حسين قم مدفون گرديد .
منبع
1 - تذكرهء حسين حزين 615 .