تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
صدا بود . ابو القاسم عارف قزوينى در بروجرد وارد بر او مىشد . گاهى شعر هم مىگفت . اشعار زير از اوست :
تا دل خود را بزلف عنبرآساى تو بستم * رشته‌اى الفت زهر آيين و هر دلبر گسستم مستى زاهد ز اوقاف و ز اموال يتيمان * من دلى مست از دو چشم يار و صهباى الستم آن‌همه افسانهء زاهد ، اثر در من نبخشد * همت پير خرابات مغان از دام جستم
*
شب دراز ، تو در خواب ناز و من از هجر * ز گريه بستر و بالين تمام‌تر كردم صداى بانگ خروس است يا مؤذن صبح * كسى نداند امشب كه چون سحر كردم
*
اسير عشق تو ( كاوسى ) آن‌چنان باشد * كه يادش از پدر و از پسر نمىآيد در وادى طلب بنگر سالكان كه جان * بدهند و راضىاند اگر گوش مىكنى خود را نكرده‌اى تو فراموش در رهش * آنگاه ميل وصلت و آغوش مىكنى
نجارزاده در روز پنجشنبه 17 / رجب / 1380 ق مطابق با 15 / دى / 1339 ش درگذشت . پيكرش در قبرستان ابو حسين قم مدفون گرديد . منبع 1 - تذكرهء حسين حزين 615 .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 646 | عبد الحسين جواهر كلام