[ 434 ] [ ابو البركات ملّا منير ملتانى ]
صاحب طبع روشن و كلام دلپذير ، ابو البركات ملّا منير خلف ملّا عبد المجيد ملتانى كه مولد و مأواش « 1 » لاهور است . مهر منير فلك فصاحت بوده و ناظم بىنظير ممالك بلاغت . نظم آبدارش بالطافت است و نثر پركارش به كمال متانت . در عصر شاهجهانى اوايل حال با ميرزا صفى مخاطب به صيف خان كه داماد ميرزا ابو الحسن آصف خان بن ميرزا غياث بيگ اعتماد الدّولهء طهرانى بوده و به نظامت اللهآباد اختصاص داشت ، به خوبى مىگذرانيد . پس از آن با اعتقاد خان ، پسر خرد اعتماد الدّوله كه به حكومت جونپور مأمور بود ، ربطى به هم رساند و از فيض بىكرانش متمتّع گشت .
آخر كار در سنهء اربع و خمسين و ألف در دار السّلطنه اكبرآباد بساط هستى درنوشت . تابوتش به لاهور بردند و همانجا مدفون گرديد . اين چند بيت از طبع منير اوست :
سرنگى كرده آن گل ، رشك گلشن ، خانهء ما را * كه مىپرسند از بلبل ره كاشانهء ما را
* * *
اى ز رنگين چهرهات گل در كنار آيينه را * موسم حسنت بود فصل بهار آيينه را
* * *
چون حباب از هستى موهوم در بحر وجود * يك نفسوار است از انجام تا آغاز ما
* * *
هامش
( 1 ) . نسخه : مشاواش .