ثم قال : فاحتمال تقديم المرجحات السندية على مخالفة العامة ، مع نص الامام - عليه السلام - على طرح موافقهم ، من العجائب و الغرائب التى لم يعهد صدورها من ذى مسكة ، فضلا عمن هو تالى العصمة علما و عملا .
ثم قال : و ليت شعرى ، إن هذه الغفلة الواضحة كيف صدرت منه ؟ مع أنه فى جودة النظر يأتى بما يقرب من شق القمر .
و أنت خبير بوضوح فساد برهانه ، ضرورة عدم دوران أمر الموافق بين الصدور تقية و عدم الصدور رأسا ، لاحتمال صدوره لبيان حكم اللّه واقعا ، و عدم صدور المخالف المعارض له أصلا ، و لا يكاد يحتاج فى التعبد إلى أزيد من احتمال صدور الخبر
شرح
[ ميرزاى رشتى ] در ادامه گفته : در نتيجه احتمال تقديم مرجحات سندى بر مخالفت با عامه [ به اينصورت كه خبرى كه سندش قوىتر است أخذ شود ، هر چند موافق عامه باشد و خبرى كه مخالف عامه است و ضعيفتر مىباشد ترك شود ] ، با اينكه امام عليه السلام بر طرد خبر موافق با آنان تصريح كرده ، از امور عجيب و غريب است كه از هيچ صاحب عقلى صدور آن معهود نيست ، چه رسد به كسى [ - شيخ اعظم ] كه از جهت علم و عمل تالىتلو مقام عصمت است .
و پس از آن گفته : كاش مىدانستم اين غفلت آشكار چگونه از چنين محققى [ - شيخ اعظم ] صادر شده ، با آنكه او در جودت و تيزى نظر [ و فكر ] ، مطالبى مىآورد كه به شقالقمر نزديك است . [ پايان سخن ميرزاى رشتى ] .
و تو خود آگاهى كه برهان ميرزا باطل است ، زيرا بديهى است در خبر موافق عامه امر دائر نيست ميان آنكه صدورش از روى تقيه باشد ، يا از اساس صادر نشده باشد ؛ زيرا اين احتمال در آن وجود دارد كه براى بيان حكم اللّه واقعى صادر نشده ، و [ در مقابل ] خبر مخالف عامه كه معارض آن است ، از اساس [ از معصوم عليه السلام ] صادر نشده باشد ، [ يا براى غرضى ديگر صادر شده باشد ] ، و بديهى است در باب تعبّد ، به بيش از احتمال صدور خبر