تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
على استحقاق المتجرى للعقاب بما حاصله : إنه لولاه مع استحقاق العاصى له يلزم إناطة استحقاق العقوبة بما هو خارج عن الاختيار ، من مصادفة قطعه الخارجة عن تحت قدرته و اختياره ، مع بطلانه و فساده ، إذ للخصم أن يقول بأن استحقاق العاصى دونه ، إنما هو لتحقق سبب الاستحقاق فيه ، و هو مخالفته عن عمد و اختيار ، و عدم تحققه فيه لعدم مخالفته أصلا ، و لو بلا اختيار ، بل عدم صدور فعل منه فى بعض افراده بالاختيار ، كما فى التجرى بارتكاب ما قطع أنه من مصاديق الحرام ، كما إذا قطع مثلا بأن مائعا خمر ، مع أنه لم يكن بالخمر ، فيحتاج إلى إثبات أن المخالفة الاعتقادية سبب كالواقعية الاختيارية ، كما عرفت بما لا مزيد عليه .
شرح
حاصل آن استدلال اين است : اگر متجرى ، مستحق عقوبت نبود و عاصى استحقاق عقاب داشت ، لازم مىآيد كه استحقاق عقوبت را به امرى كه از اختيار بيرون است - از قبيل مصادف شدن قطع با [ حرام ] واقعى ، مصادفتى كه خارج از قدرت و اختيار است - منوط كرده باشيم و [ روشن است كه ] منوط كردن عقاب به امر غير اختيارى باطل و فاسد است ، زيرا خصم مىتواند بگويد : اينكه عاصى مستحق عقاب است ، نه متجرى ، بخاطر تحقق سبب استحقاق عقوبت در عاصى است - و سبب استحقاق ، مخالفت عاصى از روى عمد و اختيار مىباشد - و عدم تحقق سبب استحقاق ، عقاب در متجرى است ، چون وى هيچ مخالفتى با مولى نكرده حتى مخالفت بدون اختيار ، [ زيرا فرض آن است كه وى آب نوشيده نه شراب ، پس شرب خمر از او تحقق نيافته تا گفته شود با اختيار بود يا با سوء اختيار ] ، بلكه در برخى از افراد تجرى ، فعل قبيح از متجرى با اختيار صادر نشده چنان كه در تجرى كردن بوسيله مرتكب شدن چيزى قطع دارد از مصاديق حرام است ، مانند مواردى كه [ متجرّى ] مايعى را كه قطع به خمر بودنش دارد بياشامد با آنكه [ در واقع ] خمر نيست ، كه [ در اين مثال متجرّى آب نوشيد نه شراب ، پس فعل قبيحى را مرتكب نشده ، بلكه صرف مخالفت اعتقادى را انجام داده و بدين‌ترتيب حكم به معاقب بودن متجرى ] نيازمند اثبات اين است كه مخالفت اعتقادى سبب [ عقاب ] است [ خواه با اختيار و خواه بدون اختيار ] ، همانسان كه [ مخالفت ] واقعى اختيارى چنين است ؛ چنان كه دانستيد بدانسان كه پيش از آن نتوان دانست .