كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 257
المقصد الخامس : فى المطلق و المقيد و المجمل و المبين فصل عرّف المطلق بأنه : ما دل على شائع فى جنسه ، و قد أشكل عليه بعض الاعلام ، بعدم الاطراد أو الانعكاس ، و أطال الكلام فى النقض و الابرام ، و قد نبهنا فى غير مقام على أن مثله شرح الاسم ، و هو مما يجوز أن لا يكون بمطرد و لا بمنعكس ، فالاولى الاعراض عن ذلك ، مقصد پنجم : مطلق و مقيد ، مجمل و مبين فصل : مطلق مطلق را بدينصورت تعريف كردهاند : آنچه بر شايع در جنسش دلالت دارد ، [ مانند واژهء « رجل » كه براى فردى شايع وضع شده ، بدون اختصاص به برخى از افراد فقط ، بر خلاف واژهاى مانند « زيد » كه بر فرد مشخص دلالت مىكند ، و قابل انطباق بر بيش از يك فرد نيست ] . برخى از بزرگان اصول براين تعريف اشكال كردهاند كه مطرد نيست [ - مانع اغيار نمىباشد و بر غير مطلق - مانند « من » ، « ما » و « اى استفهام » - نيز صدق مىكند ] و يا منعكس نيست [ - شامل همهء افراد مطلق نمىباشد ، چرا كه شامل الفاظى كه بر نفس ماهيت دلالت مىكنند - مانند « رجل » - نيست ] و در مقام نقض و ايراد ، سخن را به درازا كشاندهاند ، ولى ما در غير اين بحث اشارت داديم كه امثال اين تعريفها ،