بگيرد و نيرومند شود و پيروانش زياد گشته ، به آسانى سر از اطاعت ما برتابد و كار منجر به مشاجره و جنگ و از بين رفتن امنيت گردد .
* ( « وَقالَ مُوسى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ » ) * اين آيه شريفه حكايت كلام موسى ( ع ) است ، كلامى كه با آن تهديد فرعون را با تهديد خود مقابله مىكند ، او تهديد به كشتن وى كرده بود و آن جناب تهديدش كرده به اينكه به پروردگارش پناه مىبرد .
و جمله * ( « عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ » ) * در مقابل گفتار فرعون است كه گفت : * ( « وَلْيَدْعُ رَبَّه » ) * ، چون فرعون در اين جمله رب را اختصاص به موسى داد و گفت : « موسى پروردگار خود را بخواند » . و موسى ( ع ) در پاسخش پروردگار خود را پروردگار ايشان نيز خواند ، و گفت : « من پناه مىبرم به پروردگار خودم و پروردگار شما » و فهماند كه خداى تعالى همانطور كه پروردگار من است ، پروردگار شما هم هست ، همانطور كه حكمش در من نافذ است ، در شما نيز نافذ است . پس چون چنين است مىتواند پناهنده خود را از شر شما حفظ كند ، هم چنان كه تا كنون حفظ فرموده .
از اينجا روشن مىشود كه خطاب در جمله « ربكم » به فرعون و درباريان او بوده ، نه به قوم اسرائيلى خودش .
و در جمله * ( « مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ » ) * ، اشاره مىكند به فرعون و هر كس ديگرى كه در دو صفت تكبر و بىايمانى به روز حساب با او شركت دارد و معلوم است كسى كه اين دو صفت را داشته باشد ، از هيچ شرى پروا ندارد .
* ( « وَقالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَه . . . » ) *
از ظاهر سياق برمىآيد كه جمله * ( « مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ » ) * صفت آن مرد باشد و جمله * ( « يَكْتُمُ إِيمانَه » ) * صفت ديگرى از او باشد ، در نتيجه معلوم مىشود مؤمن آل فرعون از دودمان خود فرعون ، يعنى از نژاد قبطيان بوده و نيز از خواص درباريان وى بوده و كسى از ايمان درونى او خبردار نشده ، چون ايمان خود را از آنان مخفى مىكرده و تقيه مىنموده .
ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : اصل كلام « و قال رجل مؤمن يكتم ايمانه من ال فرعون » بوده ، در نتيجه مؤمن نامبرده از بنى اسرائيل بوده و ايمان خود را از آل فرعون كتمان مىكرده . و بنا به گفته اين مفسر جمله « من آل فرعون » مفعول دوم « يكتم » است كه جلوتر از
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 63 .