براى علقه و فعليتى براى قوهء قبل از خود مىباشد . همان گونه كه وقتى نطفه علقه شد علقه نسبت به صورت پس از خود - يعنى صورت مضغه - قوّه بوده و نسبت به صورت خود - يعنى علقه - فعليت آن مىباشد . مضغه نيز نسبت به صورت پس از خود - يعنى جنين - چنين حالتى را دارد . نتيجه مىگيريم كه تمام حدود اين سلسله داراى يك وجود واحد است و اين وجود واحد تا حد فعليت مطلق ، سيلان و تدريج دارد ، يعنى فعليتى كه هيچ قوّهاى با آن نيست و به مرز تجرّد مطلق مىرسد ؛ همان گونه كه در آغاز از قوّهاى كه هيچ فعليتى با آن نبود - يعنى هيولى - راه را شروع نمود .
مادهاى كه حامل صورت نطفه است قبل از آنكه متلبّس به اين صورت باشد به صورتى ديگر متلبّس بود و پس از آنكه به صورت نطفه درآيد باز به صورت ديگر در خواهد آمد و اين ماده به طور دائم و مستمر ، قوهء شدنهاى مكرر را بر دوش خود مىكشد و در تلبّسهاى دائم به طور مستمر عمر سپرى مىكند و در اين حركت استكمالى به سوى پيش در حركت است ؛ لذا تعريف حركت ، بر اين وجود سيّال منطبق مىباشد . تعريف حركت آن است كه حركت ، كمال نخست براى آن چيزى است كه بالقوّه است - يعنى براى مطلوب - كه آن كمال دوم و كمال نهايى است . كمال بودنِ حركت براى مطلوب از آن جهت است كه مطلوب هنوز حاصل نشده و هنوز بالقوّه است . اما اگر مطلوب به فعليت رسيد ديگر حركت براى آن كمال نخواهد بود .
كمال بودن حركت ، مقدمهاى براى وصول به مقصد و مطلوب است . اما اگر مطلوب حاصل شد ديگر حركت براى آن كمال نخواهد بود . حال مىگوييم تعريف حركت ، بر آن وجودِ واحدِ سيّال كه در صورتهاى نوعيهء مختلفى در جريان است صورت مىگيرد .
حركت نطفه در منزلهاى مختلف به نام علقه و مضغه و جنين ، حركت جوهرى خوانده مىشود . و همان گونه كه حركتِ رنگ سيب ، مثلًا از سبز تا زرد و تا قرمز ، حركت كيفى و عَرضى ناميده مىشود همچنين در جوهر اين وجودِ واحد است كه سيلان دارد .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٨٣