و تقدّس است بلكه او مستحقّ عبادت هر كس است و چون مطَّلع و مخبر بحقيقة حال آن روح الله جليل القدر گشتم از اطاعت و عبوديّت او برگشتم .
حضرت أبى الحسن عليه السّلام فرمود كه : احياء موتى سبب الوهيّت يا خالقيّت اگر مىشدى بدرستى كه اليسع پيغمبر آنچه عيسى عليه السّلام به عمل آورد از احياء موتى او نيز احياء موتى نمود و بر روى آب عبور فرمود و ابراء أكمه و أبرص كرد و امّت نبىّ الله او را ربّ و آله فرا نگرفتند و به غير خداى عزّ و جلّ او را پرستش و بندگى در هيچ وقت و محلّ نكردند و حضرت حزقيل النّبى ( ع ) آنچه حضرت عيسى بن مريم مصنوع گردانيد او نيز مثل همان صنعت در أيام نبوّت خود ظاهر نمود و احياء سى و پنج هزار كس بعد از موت آن طايفه العصاة مدّت شصت سال به حكم خالق متعال فرمود و هيچ أحدى از امّت او را بمعبوديّت اطاعت و عبوديّت ننمود .
بعد از آن آن ولىّ ايزد مجيد أبى الحسن الرّضا عليه السّلام ملتفت به جانب رأس الجالوت گرديد و گفت : يا رأس آيا اين جماعت را از اسارى بنى - اسرائيل در تورات يافتى كه بختنصّر از سباياى بنى اسرائيل در هنگام خرابى بيت المقدّس و قتل أكثر ايشان و انتقال بقيّة السّيف آن گروه اختيار نمود و اين جماعت را به شهر بابل نقل فرمود .
حضرت ربّ العباد آن نبىّ الله را به آن سرزمين فرستاد و آن حضرت موتى آن امّت را احياء نمود و اين حكايت و خبر در تورات مرقوم و مستظهرست و دفع آن از يهودان ميسّر بلكه امكان ندارد مگر از كافران شما كه بر دين موسى ابن عمران نباشند .
رأس الجالوت گفت : ما اين كلام از تورات ايزد علَّام شنيديم و ميدانيم .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١٠٤