موارد خاصى از جمله در صورت خوددارى نمودن آنها از دادن جزيه ( به مقتضاى آيه دوم ) .
علاوه بر اين ، كسانى كه وجود نسخ را در آيه « عفو » خيال و تصور نمودهاند ،
« حَتَّى يَأْتِىَ اللّهُ بِأَمْرِهِ » . ( 2 / 109 )
لفظ « أمر » را كه در آن آيه به كار رفته است ، به معناى دستور و فرمان گرفتهاند و آيه را چنين معنى نمودهاند كه خداوند در اين آيه دستور عفو داده است تا روزى كه امر به قتال و جهاد بيايد و لذا اين آيه را بعد از آمدن فرمان جنگ ، منسوخ پنداشتهاند .
ولى اولًا : از مباحث گذشته براى خوانندهء عزيز روشن گرديد كه اين مطلب بر فرض صحيح بودن هم ملتزم نسخ نيست زيرا موقت و محدود بودن حكم از اول در خود همين آيه مشخص بوده است نه اينكه با آيه بعدى مشخص گرديده است .
وثانياً : اين گفتار و نظريهايست باطل و بىاساس زيرا منظور از « أمر » در اين آيه « فرمان » و دستور نيست ، بلكه منظور از آن تقدير و سرنوشت است . در اين صورت معناى آيه چنين خواهد بود كه : شما با اهل كتاب به طور مسالمتآميز رفتار كنيد و در برابر بدىها و دشمنىهايى كه به شما روا مىدارند ، عفوشان كنيد تا روزى كه تقدير حتمى خداوند كه پيشرفت و عظمت اسلام است به وقوع پيوندد و بعد از آن ديگر اهل كتاب نمىتوانند با شما اظهار عداوت و دشمنى كنند و از آزار آنان آسوده خواهيد بود .
بنابراين ، « أمر » در آيه به معناى تقدير حتمى خداوند است نه « فرمان » و حكم الهى زيرا :
اولًا : « أمر » در اين آيه به « اتيان » كه به معناى آوردن و انجام دادن مىباشد ، تعلق يافته است و « اتيان » با تقدير و سرنوشت بيشتر مناسبت دارد تا با « فرمان » و حكم .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 492
مساهمون: السيد الخوئي
ص٤٩٢