كتاب خدا ، كتابى كه راهحل اختلافات و كشمكشهاى شما در آن است ، كتابى كه مىتواند حق و باطل را به آسانى از هم جدا و روشن سازد ، حقيقتى كه هزل و شوخى به آن راه ندارد ، كتابى كه هر جبار و ستمگرى آن
را به دور اندازد ؛ خداوند كمر او را مىشكند و بر خاك مذلت و هلاكتش مىنشاند و هر كس هدايت را در غير آن بجويد به ضلالت و گمراهى مىافتد . آن همان ريسمان محكم الهى است كه ارتباط انسان با خدايش بدان وابسته است و آن همان كتاب حكمتآميز و راه مستقيم است و آن همان كتابى است كه اميال و هوسهاى بشرى و دست اهريمنان ، نمىتواند او را تغيير دهد .
در اثر همان كتاب است كه زبانها از اشتباه مصون مانده ، گفتوگوهاى باطل و بىفايده پايان مىپذيرد . دانشمندان از خواندن و تفكر در آن سير نمىشوند . با گذشت اعصار و قرون ، كهنه و فرسوده نخواهد شد ، كتابى كه عجايب و مزاياى آن بىپايان است . اين قرآن همان گفتار است كه وقتى جنيان آن را شنيدند دلباختهء آن گرديدند و گفتند :
« انَّا سَمِعْنَا قرآناً عَجباً ، يَهْدِى إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ » « 1 » ى
عنى ما قرآن اعجابنگيزى مىشنويم كه بهسوى سعادت رهبرى مىكند .
هر كس با قرآن سخن بگويد گفتارش درست خواهد بود و هر كس طبق آن حكومت و قضاوت كند ، به عدالت قضاوت نموده است و هر كس عمل خود را با آن تطبيق كند به اجر و پاداش نيك خواهد رسيد ، هر كس مردم را بهسوى آن دعوت نمايد ، به راه راست و مستقيمى هدايت نموده است .
آنگاه على ( عليه السلام ) خطاب به حارث همدانى فرمود :
« خذها يا أعوَر » ؛ ى
عنى ، اى اعور اين حديث را از من به يادگار بگير ! « 2 »
هامش
( 1 ) سورهء جن / 1 و 2
( 2 ) سنن دارمى 2 / 435 ، صحيح ترمذى 11 / 30 با مختصر تفاوت در الفاظ ، بحارالانوار 9 / 7 نقل از تفسير عياشى .