تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
و رجعت و استغفار و انابت به حضرت رب العزت فرمائى نجات تو از بليات عذاب اقرب و بخلاص تو از صدمات عقاب ادنى و انسب است . بينديش از روزى كه ترا در حفيرهء قبر محفور گردانند و اهل نصرت و اقوام و عشيرت تو ترا تسليم حشرات گور نمايند .
مكن مكن كه پشيمان مىشوى آخر نجات ميطلبى و نمىرسد رهبر
زنهار زنهار تصرف در حق اهل بيت نبى المختار منماى و خود را به عذاب وبيل اليم و دركات جحيم گرفتار مفرماى بدرستى و راستى هر چه ما از حضرت نبى الورى در احقيت و اولويت امير المؤمنين بر امر ولايت برايا استماع نموديم تو نيز شنيدى و آنچه ما از رسول ايزد تعالى ديديم شما نيز ديده خواهيد بود . الحال ديده ناديده و شنيده را چرا ناشنيده انگاشتى و شيوه مخالفت حكم خداى تعالى و امر رسول مجتبى برداشتى و پاى بر مسند خلافت گذاشتى . بايد كه ازين كار دست بدارى ليكن هرگز از شغل اين امر كه متشبث آن به غير عذر و متقلد آن نه از روى رويت و فكر گشتى برنميگردى اما اركان دين و اعيان مسلمين را از اقامت شما بر مسند خلافت به هيچ نوع حظ و بهره و توفير و ثمره‌اى نيست . الله الله رحم بر نفس خود نماى و عذرى اگر دارى به جهت منذر خود بيان فرماى . زنهار خود را مانند كسى كه بعد از استماع گفتار حق ادبار يا استكبار نمايد اظهار منماى . سلمان فارسى رحمه الله بعد از اداى شهادت بمسكن خود مراجعت نمود . بيان شهادت ابو ذر غفارى بر ولايت امير المؤمنين على ولى ايزد بارى عليه السّلام بعد ازو ابو ذر غفارى رضى الله عنه گفت اى معشر قريش شما بدواعى نفس و به قناعت از آز و هوس ، خويش را صواب دانسته متقلد امر خلافت گشته اهل بيت رسول را گذاشتيد .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 300 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى