تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
كرد با رنگ پريده و پاى مجروح در حالى كه عرق مىريخت برگشت دوستانش گفتند تو را مثل امروز ناراحت نديده بوديم گفت واى بر شما عذر مرا بپذيريد ناگهان اژدهائى ديدم كه دهان گشوده بود نزديك بود مرا ببلعد سنگ را رها كردم به پايم خورد . يهودى گفت به موسى عليه السلام يد بيضا دادند آيا به محمد چيزى از اين قبيل داده‌اند على عليه السلام فرمود درست است به محمد بهتر از آن داده‌اند هر جا مىنشست نورى از طرف راست او مىدرخشيد و از طرف چپش كه مردم همه آن نور را مىديدند . يهودى گفت به موسى دريا را شكافتند كارى چنين براى حضرت محمد صلى الله عليه و آله كرده‌اند . على عليه السلام فرمود : صحيح است ، به محمد صلى الله عليه و آله بهتر از آن داده‌اند . با پيامبر صلى الله عليه و آله به جنگ حنين مىرفتيم رسيدم به يك درّه كه سيل مىآمد تخمين زديم كه چهارده قامت عمق سيل هست . گفتند دشمن پشت سر ما است و اين رود نيز جلو ما . همانطور كه اصحاب موسى گفتند ما را خواهند گرفت پيامبر اكرم فرود آمد و فرمود خدايا تو براى هر پيامبر معجزه‌اى قرار داده‌اى اينك قدرت خويش را به ما نشان بده سوار شد و از آب گذشت بطورى كه سم اسبها نيز تر نشد و به آب نخورد و شترها نيز همانطور برگشتيم گويا فتحى بزرگ نصيب ما شده . يهودى گفت خداوند به موسى سنگى را داد كه از آن دوازده چشمه مىجوشيد على عليه السلام فرمود همين طور است وقتى حضرت محمد صلى الله عليه و آله به حديبيّه رسيد و اهل مكه او را در محاصره قرار دادند خداوند به او قدرتى از اين بهتر بخشيد زيرا اصحاب اظهار تشنگى كردند و چنان تشنه شدند كه پهلوى اسب‌ها چسبيد جريان را خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عرض كردند آن جناب يك قمقمه يمانى خواست دست خود را در آن فرو برد از درون انگشتهايش نيز چشمه‌هائى جارى شد همه سپاه و چهارپايان سير آب شدند و تمام ظرفها را پر آب كردند . در همان حديبيه خدمت ايشان بوديم چاه قديمى خشكى بود پيامبر اكرم تيرى از