بخش بيستم اسباب و عللى كه موجب شهادت آن جناب شد
عيون اخبار الرضا : ج 2 ص 237 - محمّد بن سنان گفت خدمت حضرت رضا عليه السّلام بودم در خراسان مأمون ايشان را طرف راست خود مينشاند موقعى كه در روز دوشنبه و پنجشنبه براى رسيدگى بدرخواستهاى مردم مىنشست . خبر دادند بمأمون كه مردى صوفي دزدى كرده دستور داد او را بياورند همين كه چشمش به او افتاد ديد مردى پارسا به نظر مىآيد و در پيشانى اثر سجده زياد دارد . گفت واى به اين ظاهر پسنديده كه كارى چنين زشت از او سر زند ، دزدى كردهاى با اين ظاهرى كه نشان عبادت و پارسائى است گفت من اين كار را از مجبورى كردهام چارهاى نداشتم چون تو حق مرا از خمس و غنيمت نپرداختى .
مأمون گفت : تو چه حقى در خمس و غنيمت دارى گفت خداوند خمس را بشش قسمت نموده و فرموده است :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُم مِن شَيْءٍ فَأَن لِلَّه خُمُسَه وَ لِلرَّسُول وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِين وَ ابْن السَّبِيل إِن كُنْتُم آمَنْتُم بِاللَّه وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْم الْفُرْقان يَوْم الْتَقَى الْجَمْعان
« 1 » . غنيمت را نيز بشش قسمت كرده
ما أَفاءَ اللَّه عَلى رَسُولِه مِن أَهْل الْقُرى فَلِلَّه وَ لِلرَّسُول وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِين وَ ابْن السَّبِيل كَيْ لا يَكُون دُولَةً بَيْن الْأَغْنِياءِ مِنْكُم
« 2 » . گفت : چون حق مرا ندادى با اينكه ابن السبيل هستم و بيچاره و درمانده كه راهى براى زندگى ندارم و در ضمن از كسانى هستم كه به قرآن واردم . مأمون گفت : يكى از حدود خدا را تعطيل كنم و حكم خدا را از بين ببرم در مورد دزدى با اين داستانها كه نقل ميكنى ؟ صوفي گفت : اول خود را پاك كن
هامش
( 1 ) سوره انفال آيه 41
( 2 ) سوره حشر آيه 7 .