تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
شده بود ايستاد عبد اللَّه بن حسن و ابراهيم بن حسن و سايرين را آوردند در مقابل هر كدام از آنها يك نفر از سپاهيان بنى عباس قرار داشت و همين كه چشم حضرت صادق به آنها افتاد اشگش جارى شد و بر روى محاسن مباركش ريخت . روى به من نموده فرمود به خدا ديگر بعد از اين كار احترامى براى خدا نگه نمىدارند به خدا انصار و فرزندان انصار بعهد خود وفا كردند آن پيمانى كه در بيعت عقبه با پيمبر بستند . حضرت صادق فرمود پدرم از پدر خود از جدش از على بن ابى طالب نقل كرد كه پيامبر بعلى عليه السّلام فرمود : از آنها در عقبه بيعت بگير . عرض كرد چگونه بيعت بگيرم فرمود چنين بگير كه با خدا و پيامبر بيعت ميكنند مشروط بر اينكه : ابن جعد در حديث خود دنباله آن را چنين نقل كرده كه بيعت بگير معصيت خدا را ننمايند و مطيع او باشند . ساير محدثين گفته‌اند بيعت بگير بر اينكه از رسول خدا و خانواده و فرزندانش دفاع كنند همان طورى كه از خود و فرزندان خويش دفاع مىكنند به خدا قسم وفا نكردند تا پيامبر از ميان آنها رفت بعد او نيز احدى جلو دست كسى را نگرفت خدايا انتقامى سخت از انصار بگير . با همين سند از علي بن اسماعيل نقل مىكند كه عيسى بن موسى را آوردند حضرت صادق فرمود اين همان است عرضكردند منظورتان كيست - فرمود كسى كه با خون ما خاندان پيامبر بازى ميكرد به خدا ذره‌اى از آب حوض كوثر نخواهد آشاميد . روايت كرده از مخول بن ابراهيم گفت حسين بن زيد در جنگ محمّد و و ابراهيم پسران عبد اللَّه بن حسن حضور داشت بعد پنهان شد و در خانه حضرت صادق عليه السّلام بود كه امام صادق از وقتى كه پدرش كشته شده بود او را در دامن خود بزرگ كرده بود و از حضرت صادق دانش فراوانى كسب كرد . عباد بن يعقوب گفت حسن بن زيد را ( ذى الدمعه ) ميگفتند صاحب اشگ