هلاكو بود ، كه شيعيان راه ديگرى پيش گرفتند ، و حاضر به همكارى با مغولان شدند .
در اينباره بعدا بيشتر سخن خواهيم گفت . در حال حاضر آنچه مىگوئيم ، بيشتر در بارهء سنيان است .
قانون چنگيز خان به مسلمانان نيز ، همچون پيروان اديان ديگر ، آزادى مىداد « 1 » .
خانهاى مغول با مداراى دينى كه در پيش گرفته بودند ، هيچگاه دستهء خاصى را بر ديگران برترى نمىدادند و به ندرت شنيده مىشود ، كه مغولان مستقيما در اختلاف ميان مذاهب دخالت كرده باشند . رفتار جبه كه در سال 617 ه . ق . به تحريك شافعيان رى به سركوبى حنفيان برخاست « 2 » . رويهمرفته يك كار استثنائى است . اما كرارا اتفاق افتاده است ، كه سپاهيان به ظلم و تعدى پرداختهاند ، بهخصوص هنگامى كه سپاهيان سنّى بر شيعيان دست مىيافتند ، همانگونه كه هنگام ورود جبه به قم گذشت « 3 » . البته بايد گفت ، كه اين پيشآمدها اجتنابناپذير بود .
همانطور كه در مورد مسيحيان گفته شد ، فرمانروايان مغول با گذشت زمان و بر پايهء فكر سياسى نسبت به پيروان حضرت محمد ( ص ) رويهاى خاص پيش گرفتند . فاتحان مغول در آغاز رفتار ثابتى نداشتند . همزمان با مدارا در برابر مسلمانان ، همانطور كه در مورد حفظ مسجد بخارا « 4 » و منازل روحانيان مسلمان در سمرقند « 5 » پيش آمده بود ، دستوراتى صادر مىگشت ، كه دشمنى خانهاى مغول را با مسلمانان هويدا مىساخت « 6 » .
ترتيباتى را كه گوچلوك مسيحى بر ضد مسلمانان داده بود ، ملغى كردند ، و سپاهيانى را كه اين امير مسيحى در منازل مسلمانان جاى داده بود ، اخراج كردند « 7 » . اوكتاى به سختى مراقبت مىكرد ، كه به مسلمانان اجحافى نشود . يكى از ايغوريان را ، كه مىخواست مسلمانى را به خاطر قرضش مجبور به پذيرش دين بودا كند ، به فرمان او دستگير كردند و كشتند .
هامش
( 1 ) - جوينى ج 1 : 18 ص ب ؛ ميرخواند / لانگله 221 .
( 2 ) - ميرخواند / يوبرت 127 .
( 3 ) - ميرخواند / يوبرت 127 .
( 4 ) - جوينى ج 1 : 82 ؛ ابو الفرج 408 .
( 5 ) - ابو الفرج 408 ؛Barthold 413( 6 ) - ر ك : ابن بطوطه ج 3 : 54 .
( 7 ) - جوينى ج 1 : 50 .