واجب مطلق : عبارت است از آن واجبى كه اصل وجوب واجب ، متوقف نباشد بر چيزى كه وجود واجب خارجا بر او متوقف است . مانند : صلاة نسبت به طهارت كه به مجرد دخول وقت ، صلاة واجب مىگردد چه وضو بسازم چه نسازم . آرى ، خارجا صلاة صحيح متوقف است بر وضو لكن وجوبش متوقف بر وضو نيست ؛ و كالحج بالنسبة الى قطع المسافة .
واجب مشروط : عبارت است از آن واجبى كه اصل وجوب واجب ، متوقف باشد بر چيزى كه وجود واجب خارجا متوقف برآن است . مانند : صلاة نسبت به دخول وقت ؛ و حج نسبت به استطاعت ؛ كه تا وقت داخل نشود ، وجوب صلاة نيست و تا استطاعت نباشد ، باز هم وجوب حج نيست .
در پايان ، دو نكته :
1 . واجب مطلق و مشروط ، از امور نسبى هستند يعنى آنچنان نيست كه يك واجب ، من جميع الجهات و نسبت به كليهء مقدماتش ، مطلق باشد و متقابلا يك واجبى ، نسبت به تمام مقدماتش ، واجب مشروط باشد ؛ بلكه هر واجبى را كه با مقدماتش بسنجيم ، نسبت به برخى ، مطلق است و نسبت به برخى ، مشروط است .
مثلا حج ، نسبت به استطاعت ، مشروط است ولى نسبت به قطع مسافت ، مطلق است .
صلاة ، نسبت به دخول وقت ، مشروط است ولى نسبت به وضو مطلق است و . . .
2 . كليهء واجبات اسلامى ( اعم از واجبات مشروط و يا مطلق ) نسبت به يك دسته از مقدمات و شرايط ، واجب مشروطند و آنها عبارتاند از شرايط عامهء تكليف كه عبارتاند از عقل ، قدرت ، بلوغ . روى اين حساب ، مجنون ، عاجز و صبى مكلف به چيزى نيستند و قلم تكليف از دوش آنها برداشته شده است .
سؤال : آيا علم و آگاهى هم از شرايط عام و اوليهء تكليف است يا نه ؟
جواب : به عقيدهء اشاعره ، علم از شرايط اوليهء تكليف است و كسى كه عالم نباشد ، در واقع مكلف هم نيست و روى همين اساس ، آنها احكام خدا را مختص به عالمين مىدانند . اما به عقيدهء اماميه بالاجماع ، علم از شرايط اوليه نيست و در اصل تكليف دخيل نيست بلكه احكام واقعى مشترك هستند بين العالم و الجاهل ( كما ثبت در
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص١٦٣