اسارت گرفتند . « 1 » بعد به جزاير هرمز و برخت آمده آنجا را غارت كردند .
چون قصد داشتند به بندر بصره بيايند خبر يافتند كه ناوهاى كفّار « 2 » خاكسار در راه است .
قپودان كافر هم خبر داد كه آمدن ناوگان حتمى است . در اينجا نبايد منتظر شد و گرنه رفتن ميسر نخواهد بود . بدينقرار « قپودان پيرى » فورا عزم بازگشت كرد ولى چون موفق نشد تمامى ناوگان را حركت دهد تنها سه فروند « قدرغه » را پيش از رسيدن كافران راه انداخت كه يكى از آنها در نزديكىهاى بحرين شكست و تنها دو فروند به مصر ( سوئز ) رسيد . بقيه ناوهاى ناوگان كه در محل مانده بودند به بندر بصره آمدند .
در آن وقت بيگلربگى سنجاق مصر « 3 » قباد پاشا عنوان قپودانى را به على بيگ « 4 » ( كه همراه كشتىها به بصره آمده بود ) پيشنهاد كرد . اما او
هامش
( 1 ) - منظور شهر و قلعه مسقط است ، در كتاب به همين صورت « مسكت » نوشته شده است . اين قلعه آنزمان در تصرف پرتغاليان بود و نيروى دريائى عثمانى آن را فتح كرد . فرمانده پرتغالى اسير شد . اما نيروهاى كمكى پرتغالى براى نجات مسقط به اين سمت آمدند .
( 2 ) - منظور ناوهاى پرتغال است كه در اين زمان بر اين درياها مسلط بودند .
( 3 ) - عنوان بيگلربگى در ايران هم مرسوم بود . در اينجا به معنى والى ايالت مصر مىباشد .
( 4 ) - اين على بيگ غير از نويسنده كتابست و از افسران عالىرتبه نيروى دريائى عثمانى بود .