تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
وكان من برهان كمالهما سلام اللَّه عليهما ، وحجّة اختصاص اللَّه تعالى لهما - بعد الّذي ذكرناه من مباهلة النّبيّ صلى الله عليه وآله بهما - بيعة رسول اللَّه صلى الله عليه وآله لهما ، ولم يبايع صبيّاً في ظاهر الحال غيرهما ، ونزول القرآن بإيجاب ثواب الجنّة لهما على عملهما مع ظاهر الطّفوليّة فيهما ، ولم ينزل بذلك في مثلهما . الأعرجي ، مناهل الضّرب ، / 381 وأمّا عبداللَّه الأكبر [ بن جعفر بن أبي طالب ] ، فهو أبو جعفر الجواد ، أحد أجواد بني
هامش
- بر أو كفاره بود ومعيد را خداى تعالى انتقام كشد . مأمون گفت : « أحسنت يا أبا جعفر ! جزاك اللَّه . تو نيز نشاطي كن اگر از قاضى مسأله بپرسى . » أبو جعفر گفت : « روا باشد بپرسم ؟ » يحيى أكثم گفت : « بپرس ، اگر دانم گويم واگر ندانم فايده گيرم از تو . » گفت : « چگونه در مردى كه بامداد در زنى نگرد بر أو حرام باشد ، چاشتگاه بر أو حلال بود ، نماز پيشين بر أو حرام بود ، نماز ديگر بر أو حلال شود ، نماز شام بر أو حرام بود ، نماز خفتن بر أو حلال بود ، نيم شب بر أو حرام شود ، چون صبح برآيد ، بر أو حلال شود ؟ » يحيى أكثم گفت : « اين مسأله ندانم وراه نبرم به أو . اگر كرم كنى وما را فايده دهى . » گفت : « اين زن پرستارى باشد از كسى . مرد أجنبي در أو نگرد ونظرش در أو حرام بود . چاشتگاه اورا بخرد بر أو حلال بود . نماز پيشين آزادش كند بر أو حرام بود . نماز ديگر بر أو نكاح بندد ، بر أو حلال شود . نماز شام بر أو ظهار كند از أو ، بر أو حرام شود . نماز خفتن برده‌اى آزاد كند ، بر أو حلال شود . نيم شب طلاقش دهد بر أو حرام شود ، صبح برآيد ، رجعت كند بر أو حلال شود . » مأمون روى به ايشان كرد ، گفت : « از شما واهل‌بيت شما ، كس هست كه اين مسائل داند واين را جواب گويد ؟ » گفتند : « نه ، رأى أمير المؤمنين صواب بود ، در آنچه ديد . » مأمون گفت : « كار اين اهل‌بيت ، به خلاف كار ديگران است وايشان مخصوصند از خداى تعالى به أنواع فضل ونعمت ، وصغر سن ايشان را منع نكند از كمال . ندانى كه رسول عليه السلام على را به اسلام دعوت كرد واورا ده سال بود وجز أو كس را دعوت نكرد در مثل آن سن با ايمان ، وايمان از أو قبول كرد . وحسن وحسين را بيعت گرفت وايشان را شش سال تمام نبود ، وهيچ كودك را جز ايشان بيعت نگرفت . واين أهل بيت ذريتىاند بعضي از بعضي . يجري لآخرهم ما لا يجري لأوّلهم . آخرشان را همان رود كه اولشان را . » گفتند : « راست گفتى يا أمير المؤمنين ! » 1 . رصين ورصانت : دانشمند وبا هوش رأى ومتين . 2 . اين جمله را أبو الفتوح قدس سره براي اين گفته كه شايد محقق نزد أو نبوده كه مأمون رضا عليه السلام را زهر داده ، بلكه از طرز بيانش اين قصه را برمى آيد به خلاف آن است كه مشهور بر آنند ، اما به نظر حقير چنانچه در حوادث سياسي عهد مأمون دقت كنيم به دست مىآيد كه اين كار بىدسيسه مأمون نبود . أبو الفتوح رازي ، تفسير ، 4 / 96 - 99
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 648 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية