داشت كه چنين بنويسد :
. . . هر قسم ازين حيوانات مأكول اللحم را از هر ولايتى آورده با هم موازنه و مقابله مىكنند كه كدام بزرگتر و كدام فربهترست و آن كس كه حيوان فربهتر داشته باشد به او مدال طلا يا نقره مىدهند . اما حقيقة گاوها ديده شد كه به اين چاقى و فربهى هيچ حيوان ديده نشده است . از فرط چاقى چشم گاوها از حدقه مىخواست بيرون بيايد . به قدر يك فيل گوشت داشتند .
طبيعى است كه شاه در آن نمايشگاه گاوهاى مازندران را پيش چشم داشت كه لاغر و كمشير و كمگوشتاند و در برابر آنها بزرگى و تنومندى گاوهاى پرورش يافتهء ممالك فرنگ موجب مىشود كه مقدار گوشت آنها را با يك فيل بسنجد ! به هنگام بازديد از يك انبار آذوقهء نظامى در حومهء پاريس غذاهاى « كنسرو » شده را چنين معرفى مىكند :
قوطيهاى حلبى زياد كه درش را محكم بسته بودند ديده پرسيدم چيست ؟ گفتند گوشت پختهء گاو است كه از مملكت اوسترالياى متعلق به انگليس همينطور خريده آوردهايم . چون گوشت در آن مملكت فراوان و ارزان است و خوب قوطيهاى آن را مىبندند كه هوا بهيچوجه داخل نمى - شود چنان كه گوشت تا ده سال اگر توى آن بماند هيچ عيب نمىكند . يك قوطى را باز كرده گوشتش را آوردند بسيار تازه و خوب بود . . . سرباز خوب مىتواند بخورد . ( ص 154 )
پرورش ماهى به دست آدمى هم توجه او را جلب مىكند . زيرا در ايران آن روزگار مرسوم نبود كه ماهى خوردنى را در حوضچهها زايمان بدهند و نگاهدارى كنند و به فروش برسانند . ( صفحهء 114 )
اطلاعاتى كه دربارهء صنايع نظامى و مراكز قشونى داده زيادست و حكايت از آن دارد كه متوجه اهميت تسليحاتى اروپا بوده و آرزوى خام مىداشته است كه قشون ايران را همسان فرنگ با ابزارهاى جنگى تازه بيارايد . اشارهاى كه در صفحهء 228 كرده مؤيد مطلب است . مىنويسد :
نظر آقا وزير مختار پاريس هم براى قرارنامهء صاحب منصبان و دادن پول قيمت اسلحه و غيره مقرر شد موقتا در وينه بماند .
همچنين در صفحهء 205 نوشته است كه با كنت بيلاند وزير جنگ براى اسلحه و غيره خيلى صحبت شد و باز در صفحهء 228 اشارهاى به مذاكرات خود با وزير جنگ اطريش دربارهء خريد اسلحه و گرفتن صاحب منصب دارد .
* * * اين سفر شاه به اروپا مقارن برپايى نمايشگاه بينالمللى مشهور پاريس بود .
شاه چندين بار به نمايشگاه مىرود و از غرفههاى مملكتهاى مختلف ديدن مىكند .
دولت ايران هم در آن نمايشگاه غرفهاى داشت و براى اين امر استاد حسينعلى معمار
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 816
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٨١٦