نكوهيدن وجود ندارد [ 1 ] . امام هادى عليه السّلام او را وكيل خود ساخت و چندين نامه براى وى فرستاد كه از جمله :
1 - كشى به سند خود - تا به محمد بن عيسى يقطينى مىرساند - روايت كرده ، مىگويد :
امام هادى عليه السّلام به على بن بلال در سال ( 332 ه ) نامهاى نوشته كه در آن نامه آمده است :
« من و تو خدا را سپاس مىگوييم و او را به نعمت و احسانش شكر گزاريم و بر محمد پيامبر خدا و خاندانش - كه درود و رحمت خدا بر ايشان باد - صلوات مىفرستيم .
بارى من ابو على را به جاى حسين بن عبد ربه تعيين كردم و با شناختى كه از او داشتم و كسى نظير او نبود ، او را امين خود قرار دادم ، و مىدانم كه او بزرگ آن ناحيه است اين بود كه به خاطر محبّت به افراد و مردم آن سامان ، تو را با اين نامه گرامى داشتيم بنابراين بايد از او اطاعت كنى و هر حقوقى كه نزد توست به او تسليم كنى و دوستانت را نيز بدان تشويق نمايى و به آنها بفهمانى تا بدين وسيله او را يارى و كفايت كنند كه آن كار پسنديدهاى است و احترامى است به ما و از نظر ما پسنديده است و براى تو نيز از طرف خداوند اجر و پاداشى است زيرا خداوند به هر كس بخواهد به رحمت خود ، عنايت و بخشش مىكند ، چه او صاحب بخشش و مرحمت است و تو از نظر ما در كنف حمايت الهى هستى اين نوشته را به خط خودم نوشتم ، خدا را سپاس فراوان مىگويم . » [ 2 ]
اين نامه خود دليل بر فضيلت حسن بن راشد و وثاقت و امانتدارى اوست كه امام عليه السّلام شيعه را به او ارجاع داده و به اطاعت و انقياد از او سفارش مىكند و دستور مىدهد آن چه از حقوق شرعى در اختيار دارند به او تسليم نمايند .
هامش
[ 1 ] الرّسالة العدديّه .
[ 2 ] رجال كشى .