لحاظ وجه دوّم مرجح .
و از مثالهاى وقف حسن ، وقف بر روى كلمه « و برق » در قول حق تعالى در آيه 19 سوره بقره
« أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ »
مىباشد .
زيرا جملهء ما بعد آن
« يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ . . . »
مستانفه است و موضعى از اعراب ندارد و جوابى است از سؤال ناشى از جمله قبل مثل اينكه كسى سؤال مىكند :
« فما يصنعون اذا اصابتهم تلك الشدة » چه كار مىكنند اگر اين سختى بر آنان برسد ؟ » و در جواب گفته مىشود كه
« يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ . . . »
اين همان وجه راجح ، در اعراب آن جمله است و همان است كه محققان مفسران آن را تاييد كرده و رجحان دادهاند كه از جملهء مفسرين ، علامه آلوسى در كتاب « روح المعانى » و حجت مفسران « ابوحيان » در كتاب « البحر المحيط » است . عبارت ابو حيان در « البحر المحيط » چنين است :
و جمله : « يجعلون . . . » محلى از اعراب ندارد زيرا جواب سؤال مقدر است مثل اين است كه سؤال شده حال آنان با اين رعد چگونه خواهد بود ؟ و در جواب گفته شده است : « يجعلون . . . »
« و قولى هست كه جمله محلى از اعراب دارد و آن مجرور بودن است زيرا در محل صفت مىباشد به آنچه حذف شده است .
مثل اينكه گفته شده جاعلين اصابعهم . . . » .
و برخى روا دانستهاند كه در محل نصب باشد بنابر حاليت