حَزَناً »
« 1 » پس خاندان فرعون او را [ از آب ] برگرفتند تا سرانجام دشمن [ جان ] آنان و مايهء اندوهشان باشد . پس مطلق ترتب علت واقعى بر كار ( ترتب مطلق نتيجه بر كار ) تشبيه شده است « 2 » به مطلق ترتب علت غايى بر كار ( مطلق ترتب هدف بر كار ) « 3 » و جامع در هردو ، مطلق ترتب است يعنى هم در مطلق ترتب نتيجه بر كار ، ترتب وجود دارد و هم بر مطلق ترتب هدف بر كار . « 4 »
شرح : هر كارى را مىتوان بر دو چيز مترتب كرد ، يعنى پديد آمدن فعل را به آنها نسبت داد . اين نسبت دادن كار را به آنها ترتب يا چيدن و در پى آوردن مىگويند . آن دو چيز عبارت است از :
1 - علت غائى يعنى هدفى كه براى آن دست به كار مىشويم . ( آنچه مىخواهيم )
2 - به تعبير مؤلف علت واقعى يا نتيجه . ( آنچه مىشود )
مثلا وقتى كه حضرت موسى عليه السّلام را به رودخانهء نيل انداختند و خاندان فرعون او را از رودخانه گرفتند ، هدف و علت غائى از كارشان اين بود كه آن بچه پسرخواندهء آنان گردد و به آنان محبّت كند ؛ ليكن نتيجه اين شد كه دشمن آنان گشت و انگيزهء اندوهگين گشتن آنان گرديد . « 5 »
فسرى التشبيه من الكليين الى الجزئيات ، ثم استعمل فى جزئى المشبّه « اللام » الموضوعة لجزئى المشبّه به على سبيل الاستعارة التبعيّة .
آنگاه تشبيه از دو كلى به جزئيات راه يافته است ، سپس « لام » كه براى مشبّهبه جزئى وضع شده است « 6 » . به شيوهء استعارهء تبعيّه در جزئى مشبّه استعمال شده است . « 7 »
هامش
( 1 ) - قصص ، 8
( 2 ) - عداوت و حزن ، علت واقعى براى التقاط است .
( 3 ) - علت غايى براى كار ، همان چيزى است كه برمىانگيزد براى پديد آوردن كار تا پس از پديد آمدن آن ، علت غايى نيز حاصل شود . مثل اينكه فرعون مىخواست حضرت موسى عليه السّلام پسرخواندهء او گردد و به او محبت كند . چون فرعون و خاندان او تنها براى اين هدف - پس از برداشتن از آب - او را سرپرستى كردند .
( 4 ) - مگر اينكه ترتب در علت غايى ( با آرزو و اميد است يا تقديرى است ) و ترتب در دشمنىكردن و اندوهگين ساختن واقعى است .
( 5 ) - دانشمندان گفتهاند : هركارى چهار علت دارد : 1 - علت غائى 2 - علت صورى 3 - علت مادى 4 - علت فاعلى
( 6 ) - مشبّه جزئى در اينجا ترتب دشمنى و غم ويژهاى است كه تعلق به موسى عليه السّلام دارد .
( 7 ) - مشبّهبه جزئى در اينجا ترتب علت ويژهء التقاط يعنى برداشتن حضرت موسى عليه السّلام از آب است . و آن علت ويژه ، پسرخواندهكردن حضرت موسى و محبّت او به آنان بود . چون اين دو علت خاص بر سرپرستىكردن از او است از التقاط ، مقدم است . و در خارج ، اين دو علت بر آن التقاط مترتب مىشود .