اى محمد ، خدا به تو عمر دهد و حق او را تسليم وى خواهى كرد و بامامت او و آنكه پس از او است اقرار خواهى نمود ، گويد : عرض كردم : پس از او كيست ؟ فرمود : پسرش محمد ، عرض كردم : نسبت به او هم راضى و تسليم .
باب ( 21 ) در بيان شمهء از نشانههاى امامت و اخبار و معجزات آن بزرگوار است :
1 - ابن قولويه ( بسند خود ) از هشام بن احمر روايت كند كه حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام به من فرمود : آيا ميدانى از اهل مغرب كسى بدينجا آمده باشد ؟ عرض كردم : نه ، فرمود : چرا مردى آمده بيا بنزد او برويم ، پس آن حضرت سوار شد و من نيز بهمراه او سوار شده پيش مردى برفتيم ، ديدم مردى است اهل مغرب زمين كه با خود كنيزكانى دارد ، من به او گفتم : آنها را بما عرضه كن ، هفت كنيزك آورد و همه را امام رد كرده فرمود : بدانها نيازى ندارم ، سپس فرمود : باز هم بياور ، گفت :
جز يك كنيزك بيمار ديگر كنيزى نزد من نيست ، فرمود : چه مىشود كه او را هم بياورى ! آن مرد از آوردن آن كنيزك خوددارى كرد حضرت نيز از نزد او برخاست و بازگشت ، سپس فردا مرا فرستاد و فرمود : به او بگو ! آخر چه بهائى براى آن كنيزك ميخواهى بگيرى ؟ هر چه گفت تو بپذير و بگو :