و فكرى او شكل گرفته باشد كه نفوذ و تأثيرگذارى بر چنين كسانى و بر افكار و روحياتشان بسيار دشوار است و همنشينى تأثيرى كمتر از گروه اول دارد .
اما دوم يعنى اختلاف در استعداد نياز به توضيح ندارد . مردم همچنان كه در آموختن دانش متفاوتند ، در پذيرش هدايت الهى هم برابر نيستند . از اين رو دستپروردگان مكتب پيامبر صلى الله عليه و آله در ايمان ، ايثار ، اخلاق و رفتار يكسان نيستند .
اما سوم يعنى مقدار همنشينى نيز در اصحاب آن حضرت متفاوت بوده است ، برخى از آغاز بعثت تا لحظهء رحلت آن حضرت ، همراهش بودهاند ، بعضى پس از بعثت و قبل از هجرت مسلمان شدند و بسيارى از آنان پس از هجرت اسلام آوردند و چه بسا يك سال يا يك ماه يا روزها و ساعتهايى چند توفيق مصاحبت با او را داشتهاند . آيا درست است كه بگوييم همنشينى اندك زمان ، همهء آنچه را در دل و جان آنان بوده ريشهكن ساخته و اخلاق و افكار ناپسند را از آنان زدوده است و از آنان شخصيتهايى ممتاز و عالى ساخته ، به حدى كه فراتر از هر گونه نقد و انتقاد باشند ؟
سه عامل ياد شده نشان مىدهد كه تأثير همنشينى با پيامبر صلى الله عليه و آله به نحوى نبوده كه همه را از نظر ايمان و فضيلت و تقوا و ايثار و پارسايى و نيكى در يك حدّ قرار دهد ، تا اين گونه تفاوت ها در ميانشان بوده ، بعيد است كه همه را بتوان يكسان و در يك سطح ديد و در صفاى روحى و وارستگى از جلوههاى دنيا مثل هم دانست . همنشينى صحابه با آن حضرت ، هرگز بيشتر و شديدتر از همنشينى همسر نوح و همسر لوط با آن دو مرد بزرگوار نبوده است . زنان اين دو ، شبها و روزها با آن دو بودهاند ، ليكن متأسفانه هيچ فايدهاى نداشته است . قرآن كريم زن نوح و زن لوط را به عنوان نمونهء كافران ياد مىكند كه در كنار دو بندهء صالح خدا بودند ، اما به آن دو خيانت كردند و اين همنشينى نتوانست آنان را از عذاب الهى برهاند و اهل دوزخ شدند . « 1 »
افتخار همنشينى با پيامبر صلى الله عليه و آله ، امتياز بيشتر و اثرگذارتر از افتخار همسرى پيامبر
هامش
( 1 ) . « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ . . . » ( تحريم : 10 ) .