در برخى روايات هم آمده است كه در « سيوب » خمس است . سيوب همان گنجينه است ، رگههايى از طلا و نقره در معدنها شكل مىگيرد ، اموال مدفون در دوران جاهليت ، يا به معناى معدن ، اينها از تفضّلات و عطاياى خداست و براى كسى است كه آن را بيابد . « 1 »
« عجماء » حيوانى است كه از دست صاحبش گريخته است . ضررهايى كه در حالتِ گريختگى بزند ، غرامتى بر صاحبش نيست . اين كه « معدن ، جُبار است » يعنى اگر كسى معدنى حفر كند و كسى در آن بيفتد ، غرامتى بر او نيست . همچنين اگر كسى چاهى را براى استفادهء عموم حفر كند و انسانى در آن بيفتد ، بر صاحب آن غرامتى نيست .
« ركاز » هم چيزى است كه از دفن شدههاى اهل جاهليت به دست مىآيد . پس هر كه ركازى بيابد ، خمس آن را به حكومت مىدهد ، بقيه مال خود اوست . « 2 »
« آرام » يعنى نشانهها . سنگى كه سر راه در بيابان مىگذاشتند تا راه را بشناسند ، از عادت جاهليت بود كه وقتى در راه چيزى مىيافتند و نمىتوانستند با خود ببرند ، بر آن سنگى مىنهادند تا نشانى باشد و هنگام برگشت ، آن را بردارند . « 3 » روايات ياد شده ( كه اين الفاظ در آنها بود ) نشان مىدهد كه غير از زكات ، ماليات ديگرى از باب غنيمت وجود دارد كه خمس است .
2 - خمس در سود كسب
نكتهء مهم در اينجا و هدف از طرح مسأله ، اثبات خمس سود و درآمد است .
از روايات متعددى برمىآيد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دستور داد از هر چه انسان به دست مىآورد ، چه سود كسب يا جز آن ، خمس داده شود . برخى از روايات چنين است :
1 - گروهى از عبدالقيس حضور پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند : مشركان بين ما و شما
هامش
( 1 ) . النهايه ، واژه « سيب » .
( 2 ) . سنن ترمذى : ج 6 ، ص 145
( 3 ) . النهايه ، واژهء « ارم » .