افزايش بها و . . . است و اختصاصى به آن چه انسان در جنگها به دست مىآورد ندارد ، بلكه معناى آن وسيعتر از آن است ، هر چند كاربرد بيشتر آن در دورههاى پس از نزول قرآن ، در مورد چيزى است كه در ميدان نبرد به دست مىآيد ، از اين رو كاربرد اين كلمه در قرآن و حديث نبوى هم در مطلق چيزى است كه انسان به دست مىآورد .
قرآن كريم ، واژهء « مغنم » را در موردى به كار برده كه انسان چيزى به دست مىآورد ، هر چند از راه غير جنگ ، بلكه از طريق كار عادى دنيوى يا اخروى باشد و از آن با تعبير « مغانم كثيره » ياد كرده است . « 1 » مقصود از اين مغانم بسيار ، به دليل آنكه در مقابل « كالاى زندگى دنيا » آمده ، پاداش آخرت است . طبق اين آيه ، مَغنم حتى به آنچه انسان در اين دنيا يا ميدانهاى جنگ به دست مىآورد اختصاص ندارد ، بلكه هر دستاوردى را گرچه اخروى باشد شامل مىشود . در رواياتى هم كلمهء مغنم و غنيمت و غُنم به كار رفته كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله آنها را در معناى بهشت ، آثار ماه رمضان به كار برده است . در نهايهء ابناثير آمده است : روزه در زمستان ، غنيمت سرد و خُنك است و روزه را به خاطر پاداش آن ، غنيمت به حساب آورده است . « 2 »
پس از مجموع كاربردهاى اين كلمه در قرآن و حديث و كتب لغت و استعمالات عرب بر مىآيد كه معناى آن مطلق دستاورد انسان است ، چه از دشمن يا غير او . در دورههاى اخير ، به عنوان يك اصطلاح شرعى در مورد غنايم جنگى به كار رفته است و آيهء ياد شده در اولين نبرد مسلمانان ، تحت فرمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نازل شده است و اين كاربرد ، تطبيق مفهوم كلى آن بر يك مورد خاص است .
دوم : مورد ، مخصص نيست
وقتى مفهوم لفظ ، هر دستاورد انسان است ، ورود آن در موردى خاص ، مفهوم آن را تخصيص نمىزند و دايرهء مفهوم عام آن را محدود نمىسازد . وقتى دانستيم كه در
هامش
( 1 ) . « فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ » ( نساء ، 94 ) .
( 2 ) . نهايه ، مادهء « غنم » .