- و من نصب نفسه للنّاس إماما فعليه أن يبدء بتعليم نفسه قبل تعليم غيره . ( 7 ) و ليكن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه ، و معلّم نفسه و مؤدّبها [ أحقّ ] بالإجلال من معلّم النّاس و مؤدّبهم . ( 8 ) - نفس المرء خطاه إلى أجله .
- كلّ معدود منقض ، و كلّ متوقّع آت .
- إنّ الأمور إذا اشتبهت اعتبر آخرها بأوّلها . ( 9 )
28 -
و من خبر ضرار بن ضمرة الضبابى عند دخوله على معاوية و مسألته له عن أمير - و هر كه نصب كند نفس خود را براى مردمان امام [ و پيشوا ] ، پس بر او بود كه ابتدا كند به تعليم نفس خود ، پيش از تعليم دادن نفس غير او . ( 7 ) و بايد كه باشد ادب دادن او مردم را به نهاد خود ، پيش از ادب دادن او به زبان خود ، و تعليم دهندهء نفس خود و ادب كنندهء آن ، سزاوارتر باشد به بزرگ داشتن از تعليم دهندهء مردمان و ادب دهندهء ايشان . ( 8 ) - نفس [ زدن ] مرد گام او است وا اجل او .
- هر شمرده [ شده ] اى به آخر رسنده است ، و همهء چشم داشته [ شده ] آينده است .
- بدرستى كه كارها چون مشتبه شود ، اعتبار كنند آخر آن را به اوّل آن . ( 9 ) 28 - و از خبر ضرار پسر ضمرهء ضبابى [ است ] نزديك در رفتن [ او ] بر معاويه ، و سؤال