تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
طيّب النّفس بها ، فإنّها تجعل له كفّارة ، [ و ] من النّار حجازا و وقاية . ( 5 ) فلا يتبعنّها أحد نفسه ، و لا يكثرنّ عليها لهفه ، فإنّ من أعطاها غير طيّب النّفس بها ، يرجو بها ما هو أفضل منها ، فهو جاهل بالسّنّة ، مغبون الأجر ، ضالّ العمل ، طويل النّدم . ( 6 ) ثمّ أداء الأمانة ، فقد خاب من ليس من أهلها إنّها عرضت على السّماوات المبنيّة ، و الأرضين المدحوّة ، و الجبال ذات الطّول المنصوبة . ( 7 ) فلا أطول و لا أعرض ، و لا أعلى و لا أعظم منها ، و لو امتنع شيء به طول أو عرض أو قوّة أو عزّ لامتنعن ، و لكن أشفقن من خود به او ، بدرستى كه گرداند مر او را كفّارت [ گناهان ، و ] از آتش دوزخ باز داشته و نگهداشته . ( 5 ) پس بايد كه در پس نياورد به او كسى نفس خود را ، و بسيار نگرداند بر او اندوه و حسرت خود ، بدرستى كه هر كه بدهد او را جز خوشى و پاكيزگى نفس به او ، [ در وقتى كه ] اميد دارد به او آنچه آن فاضل تر باشد از او ، پس او نادان بود به نهاد شريعت ، زيان كرده مزد بود ، گمراه عمل ، دراز پشيمان . ( 6 ) پس [ بعد از نماز و زكات ] ، گذاردن امانت [ است ، پس ] بدرستى كه بى بهر [ ه ] گشت آن كس كه نيست از اهل امانت ، بدرستى كه عرضه كردند او را بر آسمان هاى بنا كرد [ ه ] ، و زمين هاى گسترانيده ، و كوه‌هاى خداوند درازى و بپاى كرده . ( 7 ) پس نيست درازتر و نه پهن تر ، و نه بلندتر و نه بزرگ تر از [ آسمان ها و زمين ها و كوه‌ها ] ، و اگر امتناع كردى چيزى به [ سبب ] درازى يا پهنا ، يا قوّت يا