تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
عرف حقّها رجال من المؤمنين الّذين لا تشغلهم عنها زينة متاع ، و لا قرّة عين من ولد و لا مال . يقول اللّه سبحانه : رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ . ( 3 ) و كان رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - نصبا بالصّلاة بعد التّبشير له بالجنّة ، بقول اللّه سبحانه : وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى ، و كان يأمر [ بها ] أهله و يصبّر عليها نفسه . ( 4 ) ثمّ إنّ الزّكاة جعلت مع الصّلاة قربانا لأهل الإسلام ، فمن أعطاها بدرستى كه بشناخت حقّ نماز را مردانى از مؤمنان آنان كه مشغول نكند ايشان را از او زينت برخوردارى و نه روشنى چشم از فرزند و نه مال ، مى گو [ يد ] خداى سبحانه و تعالى : « مردانى كه ايشان را غافل و مشغول نكند بازرگانى ، و نه خريد و فروختن از ذكر خدا ، و بپاى داشتن نماز ، و دادن زكات » . ( 3 ) و بود رسول خدا - صلعم - رنج برنده به نماز بعد از بشارت دادن مر او را به بهشت ، براى قول خدا - كه منزهّ است او - كه : « بفرماى اهل خود را به نماز ، و صبر كن بر او و باز دار نفس خود را ، سؤال نمى كنيم از تو روزى ، ما روزى دهيم ترا ، و سرانجام مر متقّيان را [ است ] » ، و بود - عليه السلام - كه فرمود به نماز اهل خود را ، و به صبر فرا داشتى بر او نفس خود را . ( 4 ) پس بدرستى كه زكات را گردانيده‌اند وا نماز نزديك و پيوسته براى اهل اسلام ، پس هر كه بدهد زكات به خوشى نفس