تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
68 / 32 - 4 4 . و بدرستى كه تو هراينه بر خويى بزرگ . 5 . پس زودا كه بينى و بينند . 6 . به كدام شماست ديوانگى و شوريدگى . 7 . بدرستى كه پروردگار تو او داناتر است به آنى كه گم شد از راه راست خويش و او داناتر است به راه يابندگان . 8 . پس فرمان مبر تو اى محمّد آن دروغ دارندگان را . 9 . دوست داشتند ايشان كه كاشكى در سازى تو به ايشان پس در سازند ايشان با تو . 10 . و فرمان مبر تو هر سوگند خوارهء را به دوزخ خوارى . 11 . بدگويى در پس روندهء به سخن چينى . 12 . بسيار باز دارندهء مر نيكى را گذرندهء از حد گنه‌كارى بزه‌مندى . 13 . سخت دلى پس [ 720 ] آنت همه سندى پدر نامعلومى . 14 . ا براى اين كه بود او وليد بن مغيره خداوند خواسته و پسران . 15 . چون خوانده شود بر او سخنان ما ، گفت : نوشته‌هاى پيشينگان است . 16 . زودا كه نشانى كنيم او را بر بينى . 17 . بدرستى كه ما آزموديم ايشان را همچنان كه آزموديم خداوندان آن باغ را ، چون سوگند ياد كردند ايشان كه هراينه ببرّند ميوه آن را پنهان از درويشان بامدادكنان . 18 . و انشاء اللّه نمىگويند . 19 . پس گرديد بر آن گردندهء از پروردگار تو و ايشان خفته‌گانند در خواب . 20 . پس گشت آن باغ همچو شب تاريك سياه انجيده و بر هم افتاده باغ ميوه بريده . 21 . پس آواز دادند يكديگر را بامداد كنندگان پگاه . 22 . كه پگاه برويد بر كشت‌زار خويش اگر هستيد بازكنندگان بار آن را . 23 . پس برفتند و ايشان پنهان مىداشتند و آهسته مىگفتند . 24 . كه در نيايد آن را باغ امروز بر شما هيچ درويشى . 25 . و پگاه رفتند بر خشمى و كين درويشان توانايان و كامكاران . 26 . پس چون بديدند آن باغ را سياه و تاريك گفتند : بدرستى كه ما هراينه گمراهانيم كه اين نه جاى ماست . 27 . نه كه ما بىروزى كرده شدگانيم . 28 . گفت بهترين ايشان : ا نگفتم مر شما را چرا به پاكى ياد نكنيد خداى را و انشاء اللّه نگوييد ؟ 29 . گفتند پاكى پروردگار ما بدرستى كه ما بوديم ستمكاران . 30 . پس روى آورد در ايستاد برخى از ايشان بر برخى سرزنش همىكنند . 31 . گفتند : اى واى ما ! بدرستى كه ما بوديم گذرندگان از اندازه . 32 . شايد اميد است پروردگار ما كه بدل باز دهد ما را در آخرت بهتر از آن باغ ، بدرستى كه ما به سوى پروردگار خويش آهنگ و ميل كنندگانيم .