الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
363
دقائق العلاج ( فارسي )
حرف غين غبيراء ( سنجد ) : گوشتش گوشت مىآورد و استخوانش استخوان مىروياند و پوستش پوستآور است كليهها را گرم و معده را دباغى مىكند و ايمنى از بواسير و ادرار قطرهقطره است . ساقها را نيرو مىبخشد ، جذام را ريشه - كن مىكند و براى تب سودمند است . حرف فاء فجل ( ترب ) : برگ ترب بادها را مىزدايد و ادرارآور است مغز آن نيز ادرار مىآورد و بهضم كمك مىكند ريشه ترب بلغم را قطع مىكند . فرفخ ( خرفه ) : بر روى زمين سبزى خوردنى شريفتر از آن نيست و سبزى خوردنى فاطمه عليها السلام است و عقل را زياد مىكند . حرف قاف قبج ( كبك ) : روايت شده به اشخاصى كه تب دارند گوشت كبك بدهيد زيرا بپاها قوت مىبخشد و تب را مىزدايد . قديد ( گوشت خشكشده ) : روايت شده كه دو چيز فاسد هستند كه بشكمى تندرست وارد نمىشوند مگر آن را فاسد مىكنند پنير و گوشت خشك و دو چيز صالح هستند كه به شكم فاسدى داخل نمىشوند مگر آنكه آن را اصلاح مىكنند انار و آب نيمهگرم . گوشت خشكشده بدن را لاغر و منهدم مىكند و چهبسا كه مىكشد و بيمارى را برميانگيزد و اين گوشت بدى است و به همه چيز زيان مىرساند و چيزى برايش فايده ندارد . قطاء ( باقرقره ) : مبارك است و آن را كباب مىكنند و ببيمار يرقانى مىخورانند . حرف كاف كمأة ( قارچ ) : از منّ است و چشم را شفا مىدهد و منّ از بهشت مىباشد و