الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

156

دقائق العلاج ( فارسي )

و زاج و زنگار را كاملا مىكوبند و مخلوط مىكنند و كم‌كم در شوره مىريزند « 1 » و همين‌كه كاملا مخلوط شد يك نخود كافور قيصورى كوفته را در آن ريخته سخت بهم مىزنند تا خوب مخلوط شود آنگاه بوته را برداشته مىشكنند و دارو را بيرون مىآورند و اين كار را بايد زود انجام دهند تا كافور تصعيد نشود آنگاه دارو را برداشته و بهنگام نياز يك گندم آن را در يك مثقال آب حل كرده و روزى يك بار در چشم مىچكانند . 112 - حجر الرحمن نوع ديگر : زاج سفيد ، شوره ، توتياى هندى را به اندازه مساوى پس از كوفتن در بوته‌اى ذوب كرده روى سنگ يا هر قالبى كه بخواهند مىريزند اين دارو براى سفيدى چشم و قرمزى آن ، ناخنك و ساير بيماريهاى چشم بجز آب ( سياه يا سفيد ) مفيد است و بايد قلم آن را بر سفيدى يا گوشت زيادى و يا ناخنك و غير آن بمالند . 113 - حجر النيران - براده نقره يا پاره‌هاى كوچك آن را در قرعى مىريزند و ماء الكبريت الحاد ( اسيد سولفوريك ) را كه اگر سفيد هم باشد بهتر است بر آن مىريزند تا روى آن را بپوشاند و قرع را گل گرفته و در كوره‌اى كه قد آن سه وجب باشد مىگذارند و زير آن را آتش ملايمى روشن مىكنند تا به اندازه آفتاب زمستانى گرم شود و آن را در همين حالت تا چهار ساعت نگه مىدارند تا نقره تكليس شود سپس آن را برداشته آب را مىريزند و نقره تكليس‌شده را در بوته‌اى

--> ( 1 ) مقدار يك جزء تعيين نگرديده اما اندازه كافور دقيقا ذكر شده و احتمالا هر جزء پنج گرم است . توضيح ديگر اين است كه بنا بمطالب پزشكى نامه زنگار استات مس است كه موارد استعمال طبى آن مشابه سولفات مس مىباشد اما در آن كتاب در نسخه حجر الرحمن كه تقريبا شبيه به اين نسخه است بجاى استات مس سولفات مس ذكر شده است . مترجم