الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

638

دقائق العلاج ( فارسي )

است كه شرايط بقاء و دوامش موجود باشد . اينك مىگوئيم چه‌بسا كه ترياقى براى كسى سم و سمى براى او ترياق باشد بنابراين سم و ترياق داراى خاصيت اضافى هستند يعنى به نسبت اشخاص متفاوتند و هيچ‌چيز به خودى خودش سم يا ترياق نيست و صلاح هر ماده سمّى بداشتن آن سميت و مصلحت هر چيز كه داراى ترياقيت است بسته بداشتن آن ترياقيت است و بعبارت ديگر صلاح هر چيزى در آنست كه به آن خلق شده و طبيعى آن است اما عادت ، طبيعت دوم مىباشد و چه‌بسا كه انسانى به سمى عادت كند و اين سم برايش نيروبخش و صلاح او در استعمال آن سم باشد ، بنابراين سميت امرى نسبى و به نسبت اشخاص مختلف متفاوت است . البته اين سخن درباره اشخاص عادى درست مىآيد ، كه اغلب به حد كمال نرسيده‌اند و مانند انبياء و اولياء كه از هر نيرومندى قويترند ، نمىباشند و نيز در هنگامى درست مىآيد كه بدنها بچيزهاى غير عادى عادت نكرده باشند چه در اين صورت طبيعت آنها به عادت تغيير حالت داده است . پس اگر چيزى غير - عادى ، وارد بدنى عادى شود ، اگر با جوهرهاى آن بدن تضاد داشته و از آن قويتر باشد به آن زيان مىرساند و اگر موافق و قويتر از آنها باشد ، براى آنها سودمند است ، اما اگر تضاد بين آنها در كيفيت و نيرو بوده ولى از نظر اندازه در حدى باشد كه بدن مىتواند آن را تحمل كند تعادلى بين آنها بر - قرار مىگردد ليكن اگر اندازه آن بيشتر بشود و به آخرين حد خود برسد و شخص تاب آن را نداشته باشد كشنده است ، و دارو سم او خواهد بود . پس چه‌بسا كه داروئى كه براى كسى كشنده است در شخص ديگر ، فقط دگر - گونى كمى ايجاد مىكند و براى كس ديگر ترياق است و او را از مرگ مىرهاند و نيز سم در اشخاص مختلف داراى اثرهاى متفاوتى است : روايت مىكنند